اختصاصی پایگاه خبری باران شمال/ گروه اجتماعی
پشت پردهی آرامش شالیزارهای سبز و رودخانههای خروشان مازندران، زنگ خطر خشکسالی و بیبرنامگی به صدا درآمده است. سد شهید رجایی، یکی از مهمترین منابع تأمین آب استان، حالا در آستانه بحرانی جدی قرار گرفته است. حجم آب موجود در این سد، که باید نجاتبخش کشاورزی و آب شرب هزاران نفر باشد، به ۶۰ میلیون مترمکعب کاهش یافته؛ یعنی تنها ۳۶ درصد ظرفیت واقعی آن.
تا همین چهار ماه پیش، سد در آستانه سرریز بود. اما حالا، همین سد، نهتنها از سرریز خبری ندارد، بلکه احتمال آن میرود که در ماههای آینده، حتی پاسخگوی نیازهای پایهای هم نباشد. این وضعیت، پرسشهای جدی درباره نحوه مدیریت منابع آبی، زمانبندی رهاسازی آب و نبود شفافیت تصمیمگیری در سطوح مسئولان بهوجود آورده است.
️ مدیریت یا غفلت؟
مدیران سد معتقدند که کاهش سطح آب، حاصل یک برنامهریزی برای جلوگیری از سرریز زمستانی بوده است. اما کارشناسان میپرسند: آیا این برنامهریزی، بر پایه دادههای اقلیمی و واقعیات منطقه بوده یا صرفاً یک تدبیر محافظهکارانه بدون پشتوانه علمی؟
تاریخچه سد نشان میدهد که در یک دهه گذشته، تنها دو بار به آستانه سرریز نزدیک شده و هرگز تجربه بحران سرریز نداشته است. با این حال، تصمیم به رهاسازی گسترده آب، بدون اطلاعرسانی عمومی و برنامه روشن، جای پرسش دارد.
کشاورزی در خط مقدم بحران
طبق آمار، این سد باید سالانه ۱۳۰ میلیون مترمکعب آب برای کشاورزی و ۳۰ میلیون مترمکعب برای آب شرب تأمین کند. در شرایط کنونی، تأمین هر دو با ابهام روبهرو شده است. شرکت آب منطقهای، تقصیر را متوجه نبود برنامه کشت مدون و طولانی شدن فصل زراعی میداند. اما مسئولان جهاد کشاورزی پاسخ میدهند: حتی در سالهایی که میزان ذخیره آب به نصف رقم فعلی میرسید، بحران جدی ایجاد نشد.
آیا واقعاً تقصیر با کشاورزان است یا اینکه فقدان هماهنگی بین دستگاهها باعث تشدید بحران شده است؟
ورود دستگاه قضا؛ هشدار به مدیران
در پی افزایش نگرانیهای عمومی، دادستان مازندران شخصاً از سد شهید رجایی بازدید کرد و درباره نحوه مدیریت سد و تخصص مدیران، هشدارهای جدی داد. مرحله نخست «بستن خروجی سد» قرار است از ۲۵ مرداد آغاز شود؛ اقدامی که ممکن است در آینده نزدیک به اعتراضات مردمی، رکود زراعی و حتی بحران بهداشتی در مناطق شهری منجر شود.
پاییز خشک در پیش است
گزارشهای هواشناسی نیز خبرهای خوشی نمیدهند؛ تا پاییز، بارندگی معناداری پیشبینی نشده است. در نتیجه، هر قطره آب ارزش استراتژیک پیدا میکند. اگر همین روند ادامه یابد، نهتنها کشاورزی، بلکه زندگی روزمره مردم ساری، میاندور، جویبار و سایر شهرهای وابسته به این سد، تحتتأثیر قرار خواهد گرفت.
راهکارهای پیشنهادی برای عبور از بحران؛ زمان تصمیمهای سخت است
در حالیکه آمارهای رسمی یکی پس از دیگری زنگ خطر را به صدا درآوردهاند و نشانههای خشکسالی در جایجای طبیعت مازندران قابل لمس شده، افکار عمومی دیگر منتظر هشدارهای بیشتر نیستند؛ مردم از نهادهای مسئول، ورود به مرحله عمل را میخواهند. اکنون زمان تصمیمهای واقعی است، نه وعدههای تکراری.
برای عبور از این بحران، باید رویکردی علمی، شفاف و البته هماهنگ در سطح تمام دستگاههای ذیربط در پیش گرفته شود. در ادامه، برخی راهکارهای فوری و قابلاجرا برای مدیریت تنش آبی سد شهید رجایی آورده شده است؛ راهکارهایی که اگر بهموقع عملی شوند، میتوانند از تشدید بحران جلوگیری کنند.
۱. بازنگری جدی در نحوه رهاسازی آب سد
رهاسازی آب از سد شهید رجایی نباید بر پایه نسخههای قدیمی و الگوهای تکراری انجام شود. شرایط اقلیمی امروز، با آنچه در گذشته تجربه کردهایم، متفاوت است. تصمیمات آبی باید بر اساس دادههای دقیق هواشناسی، پیشبینیهای فصلی و میزان واقعی مصرف در بخشهای مختلف اتخاذ شود. برای نمونه، رهاسازی گسترده آب در بهار امسال در حالی صورت گرفت که احتمال خشکسالی تابستان از پیش مشخص شده بود. آیا این تصمیم، واقعاً علمی و مسئولانه بود؟
۲. تدوین فوری نقشه کشت بر اساس میزان آب در دسترس
دیگر نمیتوان کشاورزی را به روال سابق پیش برد. جهاد کشاورزی و شرکت آب منطقهای باید در کوتاهترین زمان ممکن، نقشه کشت سال زراعی را تدوین و اعلام کنند؛ آنهم نه یک نقشه نمادین، بلکه برنامهای اجرایی که متناسب با منابع آبی موجود باشد و کشاورزان را به سمت محصولات کمآببر هدایت کند. توصیههای کلی دیگر کافی نیست.
۳. پایان کار آبیاری سنتی؛ نوبت تحول در مزرعه
هنوز هم بخش زیادی از مزارع استان با روشهای پُرمصرف و قدیمی آبیاری میشوند. در چنین شرایطی، انتظار تأمین آب پایدار از سدها، انتظار بیهودهایست. دولت باید با ارائه تسهیلات و حمایتهای فوری، کشاورزان را به استفاده از سیستمهای آبیاری تحت فشار و نوین ترغیب کند. این تحول هم به صرفهجویی در آب کمک میکند، هم به افزایش بهرهوری.
۴. تشکیل ستاد مدیریت بحران آب با حضور همه ذینفعان
بحرانهایی از این دست، پشت درهای بسته حل نمیشوند. لازم است ستادی ویژه برای مدیریت بحران آبی با مشارکت فعال استانداری، جهاد کشاورزی، شرکت آب منطقهای، سازمان هواشناسی، دادستانی، نهادهای محیطزیستی و حتی نمایندگان رسانهها و مردم شکل بگیرد. این ستاد باید بهصورت شفاف و مستمر درباره وضعیت منابع آبی اطلاعرسانی کند و پاسخگو باشد.
۵. آگاهسازی عمومی و آموزش برای مدیریت مصرف
مردم تنها مخاطب هشدارها نیستند؛ آنها میتوانند بخشی از راهحل باشند. لازمهاش اما آموزش و آگاهیبخشی است. از طریق رسانههای محلی، شبکههای اجتماعی بومی، مدارس، مساجد و شوراهای روستایی میتوان فرهنگ صرفهجویی در مصرف آب را نهادینه کرد. از روشهای ساده برای کاهش مصرف خانگی تا مراقبت از منابع محلی، هر قدم کوچک مردم میتواند تأثیر بزرگی در کاهش فشار به سدها داشته باشد.
بحران مدیریت، نه فقط بحران طبیعت
بحران سد شهید رجایی، تنها یک مسئله اقلیمی نیست؛ بلکه بازتابی از بحران مدیریتی، نظارتی و ارتباطی در ساختار مدیریت منابع آبی استان مازندران است. نبود برنامهریزی یکپارچه برای تأمین و مصرف منابع آبی، ضعف در پیشبینیهای علمی، فقدان شفافیت در تصمیمگیری و نبود هماهنگی واقعی میان دستگاههای متولی، زمینهساز چنین وضعیت شکنندهای شدهاند.
تنش آبی مازندران دیگر در حد هشدار نیست؛ صدای قدمهایش بهوضوح شنیده میشود. اما باید پرسید: آیا مسئولان گوش شنوا دارند؟
عبور از این بحران، تنها با پذیرش مسئولیت، اقدام شفاف و اجرای راهکارهای عملیاتی و فوری ممکن است. راههایی چون بازنگری در سیاست رهاسازی آب، تدوین نقشه کشت واقعی، توقف آبیاری سنتی، احیای منابع آب محلی، تشکیل ستاد بحران فراگیر و آموزش همگانی برای مصرف بهینه، نسخههایی هستند که باید همین امروز روی میز مدیریت استان قرار گیرند.
سکوت و تعلل، نهتنها فرصتها را میسوزاند، بلکه اعتماد مردم را نیز از بین میبرد. مازندران نمیتواند بهای بیتصمیمی و بیبرنامگی را با از دست دادن شالیزارها، سلامت مردم و امنیت اجتماعی بپردازد.
اکنون زمان آن رسیده است که بهجای مدیریت بحران از پشت میز، به استقبال حل بحران در میدان واقعیت رفت.
دیدگاهتان را بنویسید