چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
وحید حاج سعیدی - طنز نویس

سونامی سالمندان و جشن تولد 120 سالگی!

البته پا روی انصاف نگذاریم نوع نگاه مردم و آویزه گوش قرار دادن فرموده‌ی سهراب که «چشم‌ها باید شست، جور دیگر باید دید»، هم در این داستان بی‌تأثیر نبوده است. در گذشته، خلق الله بیشتر به نیمه‌ی خالی آفتابه توجه داشتند. شاهد مثال: «من از بی نوایی نیم روی زرد… رخ بینوایان رخ زرد کرد!»

سونامی سالمندان و جشن تولد 120 سالگی!
  • کد نوشته: 56156
  • اکتبر 11, 2025
  • بدون دیدگاه
  • برچسب ها

    وحید حاج سعیدی در یادداشتی نوشت: چند سال قبل بود که سونامی متولدین دهه‌ی شصت، خاطر خطیر برخی مسئولان مملکت را مکدر ساخت و در صدد چاره‌اندیشی برای این «معضل گُل‌درشت» برآمدند. هرچند ما دهۀ شصتی نیستیم که عزیزان همه مشکلات مملکت را به گردن‌مان بیندازند، اما خدا وکیلی اوضاع ما دهه پنجاهی ها هم چندان روبه‌راه نیست. چرا که با سی سال سابقه‌ی معلمی و برخورداری از طرح «مشعشع رتبه‌بندی»، هنوز حقوق‌مان به خط فقر نرسیده و به اندازه‌ی یک «گسل امتداد لغز» هم با حقوق آبدارچی وزارت نفت فاصله دارد! بگذریم…

    با این احوال، بنده شخصاً اعتقاد دارم که نباید همیشه به نیمه‌ی خالی آفتابه نگاه کرد؛ چرا که قدرتی خدا، با همین شرایط اقتصادی «کشمشی» موجود، دوستان وزارت بهداشت امید به زندگی را در کشور تا مرز ۷۵ سالگی هل داده‌اند و به همین مقدار هم راضی نیستند و در حال هل دادن این رکورد هستند!  

    خدا وکیلی در مملکتی که با یک دَم و بازدم، یا یک وعده‌ی غذایی غیرارگانیک، چند قاشق سرب، گوگرد و آرسنیک – و به عبارت فصیح‌تر، نیمی از عناصر جدول تناوبی خدابیامرز مندلیف – وارد امعاء و احشاء بدن‌مان می‌شود؛ در کنار آمار تصادف و طلاق که از روند ساعتی به دقیقه ای رسیده، و سایر آمارها و رکوردهای دست‌نیافتنی نظیر سرانه‌ی بالای مصرف شکر، نمک، نوشابه، فست‌فود و آنتی‌بیوتیک، کم‌تحرکی، آلودگی هوا، ریزگردها، طوفان نمک، سیل، جاده‌های ناایمن و ارابه‌های مرگ و…، رسیدن به متوسط ۷۵ سال عمر با برکت، جای «دست مریزاد» و خدا قوت دارد! دَم همه عزیزان گرم…

    اما اصل خبر، به روایت جراید که خدای ناکرده فکر نکنید سر صبحی داریم با شما شوخی می کنیم.

    گزارش توسعه‌ی انسانی سازمان ملل نشان می‌دهد، شاخص «امید به زندگی» در مردم ایران طی چهار دهه اخیر رشد خیره‌کننده‌ای داشته و ایران ۸۲ کشور را پشت سر گذاشته است. رشد «امید به زندگی» در ایران طی ۴۰ سال اخیر، از ۱۸۰ کشور دنیا، بیشتر بوده است. میزان امید به زندگی ایرانی‌ها در چهل سال گذشته حدود ۵۴ سال بوده که این رقم در آخرین گزارش به بیش از ۷۵ سال رسیده است؛ رشدی حدود ۲۲ سال.

    حقیقتاً دست مَمَلی… خیر از جوانی‌تان ببینید… در واقع این آمار نشان می‌دهد که شرایط اقتصادی کشور، رفاه مردم و رعایت حقوق شهروندی – که از شاخص‌های توسعه در کشورهای پیشرفته محسوب می‌شوند – در کشور ما به هر ضرب و زوری هست، مراعات شده و ماحصل آن افزایش خیره‌کننده و نجومی امید به زندگی در کشور است!

    البته پا روی انصاف نگذاریم نوع نگاه مردم و آویزه گوش قرار دادن فرموده‌ی سهراب که «چشم‌ها باید شست، جور دیگر باید دید»، هم در این داستان بی‌تأثیر نبوده است. در گذشته، خلق الله بیشتر به نیمه‌ی خالی آفتابه توجه داشتند. شاهد مثال: «من از بی نوایی نیم روی زرد… رخ بینوایان رخ زرد کرد!»

    خوب مرد حسابی، مگر زبانم لال مرض داری؟! چرا باید از صبح تا غروب، به قول سعدی در پوستین خلق بیفتی و رخ بینوایان را آچارکشی کنی تا زردی رخ آن‌ها جذب صورتت شود؟! در عوض ما اینجا به جای نالیدن از حقوق بخور و نمیر خودمان، به وام‌های افسانه‌ای و حقوق نجومی و بالای صد میلیون برخی دوستان که اتفاقاً شرعی و قانونی هم دریافت می‌کنند، نگاه می‌کنیم و از کائنات برای نامُنبردگان طلب عشق، و برای خودمان افزایش حقوقی متناسب با میزان تورم جامعه طلب می‌کنیم!

    یعنی همین قدر که حقوق‌مان با تورم «تاتی‌تاتی» کند و زیاد عقب نیفتد، کفایت است و ذوق‌مرگ می‌شویم. ملاحظه فرمودید؟! یک نفر دیگر وام میلیاردی و حقوق نجومی می‌گیرد، ما امید به زندگی‌مان تا ۷۵ سال یورتمه می‌رود؛ فکر کنم اگر به ما هم مثل کارکنان بانک‌ها از این وام‌های قرض‌الحسنه‌ی تپل با کارمزد یک درصد بدهند و حقوق‌مان را به خط فقر برسانند، شیرین صد و بیست سالی را که در جشن تولدها از آن یاد می‌شود، رد کنیم! (دوستان ظاهراً بانکداری بدون ربا را از خودشان شروع کردند تا اگر جواب داد، برای سایرین هم کلید بزنند!)

    علی‌ای‌حال، از آنجا که توسعه‌ی حقوق شهروندی با افزایش امید به زندگی رابطه‌ی مستقیمی دارد، فقط بزرگواران عنایت داشته باشند زیاد هم پرگاز و به تاخت جلو نروند که مردم بیش از حد خوش به حال‌شان شود و چند صباح دیگر سونامی دهه‌ی شصتی‌ها جای خود را به سونامی سالمندان بالای صد سال بدهد! از ما گفتن بود…

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *