برخی ویژگی های بانوان نظیر صبر وحوصله بیشتر و داشتن سلیقه از مهم ترین خصلت هایی است که آنها را در برخی تصمیم سازی ها و رفتارهای مدیریتی و اجرایی یاری می بخشد.
فریبا مجیدی در یادداشتی نوشت: توسعه پایدار جامعه پیچیده و چند بعدی امروز که آماج اخبار، ابداعات و اختراعات، نظریات و سلایق مختلف قرار گرفته است، نیازمند مطالعه و برنامهریزی مستمر، استفاده از تجارب بزرگان و در نهایت یاری و مشارکت همه ظرفیت های جامعه و گروه های اجتماعی مختلف است.
یکی از ظرفیت های قابل اعتنا و مهم در توسعه بخشی جوامع انسانی، حضور بانوان در عرصه های مختلف اقتصادی، مدیریتی، فرهنگی، مذهبی و آموزشی است.
برخی ویژگی های بانوان نظیر صبر وحوصله بیشتر و داشتن سلیقه از مهم ترین خصلت هایی است که آنها را در برخی تصمیم سازی ها و رفتارهای مدیریتی و اجرایی یاری می بخشد.
هر چند شاید احساسات آنها نیز در مواردی باعث کاهش راندمان مدیریتی آنها محسوب شود ولی در مجموع نقش زنان در توسعه، نقشی کلیدی است در تحول همه جوامع انسانی، عاملی بنیادی محسوب میشود.
باید اذعان داشت زنان بهعنوان نیمی از جمعیت فعال جهان در فرایند توسعه آنگونه که باید و شاید موردتوجه قرار نگرفتهاند و ازاینرو تلاشهای بسیاری در سراسر دنیا آغازشده تا این کوتاهی را جبران کند.
توسعه پایدار جامعه بهعنوان یکی از بسترهای تعالی و رشد انسان ها، آنگاه میتواند موفقیتآمیز باشد که با یاری و مشارکت همه گروههای اجتماعی و برای همه آنان صورت پذیرد. در میان گروههای اجتماعی زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل میدهند و به دلیل ارتباط مستقیم آنان با گروههای سنی جوانان، نوجوانان، کودکان و نیز تاثیر نیم دیگر جمعیت، یعنی مردان از مهمترین و موثرترین گروههای اجتماعی به شمار میآیند و این واقعیتی است که در جوامع درحالتوسعه کمتر موردتوجه قرارگرفته است به همین جهت علیرغم برنامهریزیها و حمایتهای انجامیافته، هنوز زنان در بعضی کشورها نتوانستند به جایگاه و نقش مناسب خود در اداره امور کشور و در تصمیمگیریها دست یابند.
با این حال در کشور ما در سال های اخیر شاهد حضور چشمگیر بانوان در عرصه های مختلف به ویژه ساختار مدیریتی جامعه هستیم و ماحصل آن نیز کسب افتخارات و مقام های مختلف توسط بانوان در حوزه های گوناگون است.
هر چند در این مسیر کاستی هایی نیز دیده می شود. در حقیقت، هیچ جامعهای نمیتواند ادعای توسعه کامل کند مگر اینکه نیمی از جمعیت خود، یعنی زنان، در تمامی عرصههای اقتصادی، سیاسی، آموزشی و فرهنگی مشارکت فعال و تأثیرگذار داشته باشند. در حوزه اقتصاد، مشارکت زنان در نیروی کار، کارآفرینی و دسترسی به منابع مالی، نه تنها باعث کاهش فقر و افزایش تولید ناخالص داخلی میشود، بلکه به دلیل الگوهای سرمایهگذاری متفاوتی که زنان در خانواده دارند (تمرکز بیشتر بر آموزش و سلامت فرزندان)، منافع اقتصادی را به طور مستقیم به نسلهای آینده منتقل میکند و چرخهی فقر را میشکند. از نظر اجتماعی، زنان به عنوان اولین مربیان و حافظان سلامت در خانواده، نقشی محوری در ارتقاء سطح سواد عمومی، بهبود شاخصهای بهداشتی (مانند کاهش مرگ و میر نوزادان و ارتقای سلامت مادران) و تقویت انسجام اجتماعی ایفا میکنند.
در آموزش زنان به دلایل ذکر شده با صبر و حوصله بیشتر فرایند آموزش را پیگیری می کنند. علاوه بر این، حضور زنان در سطوح تصمیمگیری و مدیریتی، از پارلمانها گرفته تا شوراهای محلی، به ایجاد سیاستهایی منجر میشود که عادلانهتر، فراگیرتر و پاسخگوی نیازهای واقعی تمام اقشار جامعه هستند و با تزریق دیدگاههای متفاوت، تبیض های موجود را کاهش میدهند. دیدگاهی که زنان را به حاشیه میراند، دیدگاهی ناکامل، شکننده و ناپایدار است؛ زیرا نادیده گرفتن پتانسیلهای زنان، به معنای نادیده گرفتن نیمی از سرمایهی انسانی توانمند برای حل چالشهای مختلف است. بنابراین، توانمندسازی زنان، از طریق دسترسی برابر به آموزش، شغل، مالکیت و نمایندگی سیاسی، سنگ بنای توسعهای است که نه تنها پایدار است، بلکه عدالت و برابری را در کالبد جامعه نهادینه میسازد.
امید واریم با برنامه ریزی صحیح و داشتن نگاه جامع و آینده محور شاهد حضور گسترده تر و پویا تر بانوان در عرصه های مختلف باشیم و توسعه اجتماعی و اقتصادی جامعه که زیربنای تحول و دستیابی به آرمان های اجتماعی است، محقق شود.
دیدگاهتان را بنویسید