اختصاصی باران شمال/ به قلم زهرا بشیری/ کارشناس رسانه و علوم سیاسی
نمایشگاه خودروی مازندران فقط محل نمایش خودروهای وارداتی نبود؛ اینبار آنچه بیش از خودروها به چشم آمد، مردمی بودند که با لبخند، تشکر و حتی آغوش، رضایت خود را از پیگیریهای استاندار مازندران نشان میدادند. مردمی که ورود خودروهای خارجی به منطقه آزاد مازندران را نتیجه پیگیری میدانستند و در کنار قدردانی، مطالبات تازهای را نیز بیواسطه با استاندار در میان میگذاشتند.
در میان خودروها، گفتوگوهای کوتاه مردم با استاندار شاید مهمتر از خود خودروها بود؛ یک شهروند از پیگیری موضوع منطقه آزاد و ورود خودروها تشکر میکرد، دیگری از ضرورت شکستن انحصار میگفت و شهروند دیگری از استاندار میخواست این مسیر را تا رسیدن مردم به نتیجه نهایی ادامه دهد.
استاندار نیز در پاسخ به مطالبه مردم درباره انحصار، بر پیگیری برای ورود شرکتها و مجموعههای مختلف تأکید کرد؛ موضوعی که میتواند با ایجاد رقابت، انتخاب بیشتری پیش روی مردم قرار دهد و زمینه رضایت بیشتر مصرفکنندگان را فراهم کند.
اما مطالبه مردم در همینجا متوقف نمیشد. در گوشهای از نمایشگاه، شهروندی از موضوع پسماند و ساماندهی زبالهها میگفت؛ دیگری سراغ پلها و پروژههای عمرانی را میگرفت و شهروندی دیگر از طرحهای اقتصادی و ضرورت به نتیجه رسیدن آنها سخن میگفت. هرکس از زاویهای مطالبهای داشت، اما یک نقطه مشترک در میان همه این گفتوگوها دیده میشد: مردم میخواهند پیگیریها به نتیجه برسد.
حتی جملهای که یکی از شهروندان خطاب به استاندار گفت، گویای همین نگاه بود: «همه را تمام کن؛ بعد از تو شاید کسی این کارها را دنبال نکند.»
این جمله را میتوان بیش از آنکه یک تعریف ساده دانست، نوعی مطالبه عمومی برای تداوم پیگیری پروژههایی دانست که سالها در انتظار تصمیم و اقدام ماندهاند.
نمایشگاه خودرو، از همین منظر، تنها یک رویداد اقتصادی نبود؛ به صحنهای برای دیدن بخشی از رابطه مستقیم مردم و مدیریت استان تبدیل شد. مردمی که استاندار را در کنار خود میدیدند، خواستههایشان را مطرح میکردند، پاسخ میگرفتند و گاهی چنان صمیمانه از عملکرد او تشکر میکردند که فاصله میان «مسئول» و «شهروند» برای لحظاتی از میان میرفت.
این رضایت البته به معنای پایان مطالبات مردم نیست. اتفاقاً جامعهای که مطالبه میکند، درباره پسماند، پل، اقتصاد، سرمایهگذاری، منطقه آزاد و پروژههای نیمهتمام سؤال دارد، جامعهای است که انتظار بیشتری از مدیریت استان دارد. نقد کارشناسی و منصفانه نیز بخشی از همین مسیر است و هیچ مدیری را نمیتوان از نقد مصون دانست.
اما در کنار همه نقدها، باید یک واقعیت را نیز دید؛ بسیاری از مشکلات امروز مازندران، مشکلاتی یکساله و دوساله نیستند. بخشی از آنها حاصل انباشت مطالبات چند دههاند و طبیعی است که هیچ استانداری بهتنهایی نتواند بار چهار یا پنج دهه عقبماندگی را یکشبه به سرمنزل مقصود برساند.
آنچه اهمیت دارد، جهت حرکت است؛ اینکه پروژهای متوقفشده دوباره به جریان بیفتد، مسئلهای فراموششده دوباره روی میز بیاید و مطالبهای که سالها بیپاسخ مانده، وارد مسیر تصمیمگیری شود.
یونسی رستمی نیز از نخستین روزهای مسئولیت خود در مازندران تلاش کرده است بخشی از این مسیر را با رویکردی برنامهمحور، علمی و عملیاتی دنبال کند؛ از پروژههای زیرساختی و اقتصادی گرفته تا پسماند، سرمایهگذاری، منطقه آزاد و طرحهایی که سالها از مرحله حرف و وعده عبور نکرده بودند.
شاید یکی از مهمترین نشانههای موفقیت هر سیاست و تصمیم، نه در گزارشهای اداری، بلکه در واکنش مردم دیده شود. وقتی شهروندی با دیدن استاندار دستش را برای تشکر جلو میآورد، دیگری از او بابت یک پیگیری قدردانی میکند و شهروندی دیگر با لبخند میگوید «استاندار، خیلی عالی هستی»، اینها بخشی از سرمایه اجتماعی مدیریتی است که باید آن را جدی گرفت.
البته مازندران هنوز راهی طولانی در پیش دارد. برای جبران عقبماندگیهای انباشتهشده، بیش از هر چیز به همافزایی نیاز است؛ استانداری، نمایندگان مجلس، مدیران دستگاهها، شهرداران و دهیاران، بخش خصوصی، دانشگاهیان، ائمه جمعه، نمایندگان خبرگان و همه نیروهای مؤثر استان باید مازندران را نه مجموعهای از شهرستانهای جدا از هم، بلکه یک پیکره واحد برای توسعه ببینند.
اگر این وحدت شکل بگیرد، اگر برنامهها از روی کاغذ به میدان اجرا بیایند و اگر پیگیریها تا رسیدن به نتیجه ادامه پیدا کند، آنوقت میتوان امید داشت که بخشی از زخمهای قدیمی مازندران ترمیم شود؛ نه یکشبه، اما گامبهگام و با ارادهای جمعی. و شاید زیباترین تصویر از این مسیر، یک تصویر ساده باشد؛ روزی را تصور کنیم که استاندار مازندران در خیابانهای شهرهای مختلف استان قدم بزند و مردم را بیواسطه ببیند؛ نه برای مراسمی رسمی، بلکه برای شنیدن حرفهایشان. آن روز، اگر نتیجه این همه پیگیری و تلاش در چهره مردم نشسته باشد، شاید چیزی جز لبخند نبینیم؛ لبخند پیر و جوان، کاسب و کارگر، کشاورز و سرمایهگذار، شهروند و روستایی. آن روز، مازندران خواهد خندید؛ نه فقط از رضایت یک تصمیم یا افتتاح یک پروژه، بلکه از امیدی که دوباره در چهره مردم این سرزمین جوانه زده است.
دیدگاهتان را بنویسید