اختصاصی باران شمال/ گروه اقتصادی/ به قلم امیرحسین دودی
فروش ارز با نرخ پایینتر از سوی دولت و بانک مرکزی شاید در کوتاهمدت نرخ دلار را مهار کند، اما در میانمدت ضربه بزرگی به اقتصاد ایران میزند. فروش نفت ایران رو به صفر است و در ماههای آینده حتی احتمال وقوع جنگی دیگر وجود دارد. در چنین شرایطی، خالی کردن ذخایر ارزی نهتنها مرهمی بر درد تورم نیست، بلکه میتواند زمینهساز موجی از تورم در ماههای پیشرو، بهویژه در آذر و دی، باشد؛ موجی که رشد نرخها و قیمتها در آن دیگر مثل گذشته نیست و پدیدهای تازه به نام ابرتورم در اقتصاد بیمار ایران رخ مینماید.
شکلگیری ابرتورم با توجه به عوامل بیرونی، مانند تحریمهای گسترده هوایی و مرزی و محدودیتهای صادرات و واردات، و عوامل درونی، از جمله دونرخیسازی ارز و عرضه دلار با قیمت پایینتر، قابل پیشبینی است و میتواند نظام اقتصادی را به مرگ بکشاند. بانک مرکزی سالهاست در برابر بحران اقتصادی فقط به دنبال حذف صورت مسئله یا درمان کوتاهمدت بوده است. در این شرایط، سیاستگذاری بانک مرکزی از رویکرد توسعه و پیشرفت به سمت بقا، دلالی و ایجاد نوسانهای ارزی برای کنترل عرضه و تقاضا رفته و مردم را میان دو لبه تیغ تورم و نوسانگیری قرار داده و خرد میکند.
چنین رویکردی شاید نقدینگی مردم را بسوزاند و در کوتاهمدت نرخ دلار و رشد تورم را مهار کند، اما در بلندمدت عامل اصلی رشد نقدینگی و تورم نه تقاضای مردم، شرکتها، صاحبان صنایع و کارآفرینان، بلکه خود بانک مرکزی است؛ نهادی که ارزش پول ملی، یعنی ریال، را تضعیف میکند و رویکردها و سیاستهایش در جهت تامین منافع دلالان ارزی و تراستیها پیش میرود. به همین دلیل مسیر اصلی توسعه، پیشرفت و کارآفرینی در ایران رو به پنهان شدن است و ارزش کارآفرینی و اشتغال روزبهروز تضعیف میشود.
مسیر غیرشفافی که تراستیها در اقتصاد ایران ساختهاند، اکنون به شبکه بانکی کشور، بهویژه بانک مرکزی، متصل میشود و سیاستگذاری بانک مرکزی نشانه همین اتصال است؛ جایی که منفعت شخصی جای منفعت ملی را میگیرد. الیگارشهایی که از دل این دنیا برآمدهاند به توسعه و پیشرفت کشور فکر نمیکنند و به منافع خود میاندیشند. توسعه برای آنان فقط به خودشان و شبکه مالیشان معنا دارد، نه به کشور. به همین دلیل بانک مرکزی در مسیر تضعیف پول ملی گام برداشته که نتیجهاش فروپاشی تدریجی اقتصاد ایران است و جبران آن سالها طول میکشد.
اصلاح ساختار بانک مرکزی و شفافسازی مبادلات بانکی و عرضه و تقاضا در بازارهای مالی میتواند جلوی این رویدادها را بگیرد، اما نبود شفافیت در نظام بانکی و اقتصاد ایران، ابهامی بزرگ برای آینده این اقتصاد پدید آورده است.
دیدگاهتان را بنویسید