باران شمال- دکتر مجید قربانی*: زیست بوم مازندران پس از روی کار آمدن دولت سیزدهم، از مازندران مبتنی بر تفکر استراحت گاه طلبانه به مازندران دیپلماسی گرایانه سوق پیدا کرد. تحلیل و رصد عینی، حکایت از نوعی چرخش ولو کوچک به سمت شیوه های نوین در ترازی شایسته، به ویژه در حوزه اجرایی دارد و […]
باران شمال- دکتر مجید قربانی*: زیست بوم مازندران پس از روی کار آمدن دولت سیزدهم، از مازندران مبتنی بر تفکر استراحت گاه طلبانه به مازندران دیپلماسی گرایانه سوق پیدا کرد.
تحلیل و رصد عینی، حکایت از نوعی چرخش ولو کوچک به سمت شیوه های نوین در ترازی شایسته، به ویژه در حوزه اجرایی دارد و در حوزه تقنینی نیز، مطالبه به سمت تحول است.
تحلیل ذهنی در منظر نخبگان، با نظرسنجی از صاحب نظران، موید پندارگرایانه بودن تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها در حکمرانی مازندران است.
اگر بخواهیم الویت های مازندران را با نظرخواهی و استدلال سنجی، تعیین و به اجماع برسیم، ممکن است به مانعی چون سندروم فلج تجزیه و تحلیل برسیم.بنابراین باید با داده های کافی به مرحله اقدام و عمل برسیم.
پرسش اساسی این است که چگونه از مازندران پسا ۱۴۰۰ می خواهیم به مازندرانی شایسته در ۱۴۰۴ برسیم؟ به عبارت دیگر لزوم تغییر به سمت مازندران ۱۴۰۴، با آینده پژوهی و شناسایی موانع و مزیت ها و اجرای برنامه عملیاتی، در تمام سطوح زندگی مردم مازندران و در واقع در زیست بوم مردم استان، احساس می شود.
از آنجا که دموکراسی برای تغییر، زاده شد
روح دموکراسی با رای گیری ونظرخواهی، همراه است.آیا تکیه بر نصف بعلاوه یک، منتج به تغییر می شود؟
درعصر حاضر،نمی توانیم چیزی را تغییر دهیم و می توانیم شرایط را برای تغییر مهیا کنیم.
به عبارت دیگر،هرچیزی که مقابل زندگی مردم قرارگیرد، از رده خارج می شود و آنچه که بخشی از زندگی مردم است، رشد می کند و می زاید.
شاخص ها را می توان تعریف،پیشنهاد و ارائه داد و دسته بندی اشخاص و اشیا، راه تغییر را سد می کند.
اخیرا دسته بندی کشورها به پیشرفته و درحال توسعه و عقب افتاده را متوقف کردند.فقط شاخص ها را بیان کردند تا هر کشوری، ببیند در کدام مرحله است.دیگر، لیستی با عنوان درحال توسعه یا پیشرفته ،نداریم.
دسته بندی ها ودرجه بندی ها به شدت با مقاومت مواجه می شود، زیرا مردم آن را در مقابل زندگی خود می بینند.
اخیرا در برخی کشورها، عباراتی چون”نخبگان” و “عموم مردم” کاربرد کمی دارند و دسته بندی مردم به نخبه و عموم، منسوخ شده است.چراکه چرخه توسعه، به هر دو نیازمند است و تفکیک، بر جدایی آسیب زای دو کلید واژه، می انجامد.
همین موارد را در حوزه اجتماعی به ویژه در استان متنوعی چون مازندران داریم.راه ثروت آفرینی برای مردم استان، تقویت تفاهم مشترک اجتماعی است.
برای نمونه، حجم انبوه مسافران در مازندران، در ذهن غالب مردم، هنوز با عنوان مهاجمان، تلقی می شود و در زندگی مردم، جای نگرفته است.اگر مسافر، با ثروت آفرینی برای مردم مازندران همراه شود، بخشی از زندگی مردم می شود و با زیست بوم مردم استان، همخوان می شود.
پیشنهاد می کنیم با شیبی ملایم به سمت تحول در زیست بوم مازندران برویم.استانداردهای مازندران ۱۴۰۴، قابلیت احصا دارند.برای نمونه در دو حوزه گردشگری و کشاورزی، تکلیف روشن است. کشاورزی، برای رفع نیاز استان و کشور و ثروت آفرینی حداقلی است و گردشگری ،برای ثروت آفرینی در جهت تحول در زیست بوم مردم استان و توجه به هر دو حوزه، به طور همزمان، یک ضرورت است.
نمایندگان و مدیران اجرایی در مازندران، مهیا کننده شرایط همپوشانی فرصت ها و تهدیدها با زیست بوم مردم استان هستند و بیشترین همراهی از سوی مردم در بهترین نقاط کانونی استان صورت می گیرد.
*عضو مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در مازندران

یادداشتی از دکترمجیدقربانی؛استاد دانشگاه وپژوهشگر
دیدگاهتان را بنویسید