اختصاصی باران شمال، به قلم دکتر سید بهنام مهردل
در کوران آزمونِ سهمگین جنگِ دوازدهروزه، دولت پزشکیان با اتکا به ذخیرهای از اعتماد عمومی پیشین، کالبدِ سیاست و مدیریت خود را در معرض سنجشی بیامان نهاد. رضایتِ برخاسته از مردم، ریشه در درکِ همزمانِ دو نیازِ حیاتی داشت: امنیتِ روانیِ ناشی از حضورِ ملموس و بیتکلفِ رئیسجمهور و وزرا در متنِ جامعه، گرمای همدلی در دل ویرانهها و مناطق متأثر، و اطمینانِ خاطرِ حاصل از مهارتِ فنی در تأمینِ ارزاقِ عمومی و توزیعِ عادلانهی آن در اوجِ بحران. این “حضور” و “عمل”، نه نمایشی که تجلیِ همدلیِ حاکمیت با ملت بود، وحدتی ارگانیک پدید آورد که تارهای آن از دلِ کوچهها تا ستادهای بحران کشیده شده بود. سیاست داخلی، بر مدارِ شفافیتِ اطلاعاتی و بسیجِ تمامسازهایِ استانداریها و وزارتخانهها استوار گشت، تا ثباتِ داخلی، سنگبنای اقتدارِ خارجی شود.
در عرصهی پرتلاطمِ روابط بینالملل، دیپلماسیِ دولت پزشکیان رویکردی فعال، پویا و مبتنی بر بازتعریفِ فوریِ معادلات را پیشه کرد. این جنگِ کوتاهمدت اما پرتأثیر، محملی شد برای بهنمایشگذاشتنِ تغییرِ رویکردها در موازنهی قوای منطقهای. دیپلماسیِ تهاجمیِ صلحطلبانه، با بهرهگیریِ هوشمندانه از فرصتهای بینالمللی و رصدِ لحظهبهلحظهی تحولات، نه تنها به مهارِ بحران و تثبیتِ سریعِ آتشبس انجامید، بلکه منافعِ ملی را در کورانِ فشارهای متناقضِ قدرتهای بزرگ و همسایگان، با ظرافتی کمنظیر صیانت کرد. این دیپلماسی، از واکنشگرایی فاصله گرفت و با ابتکار عمل، نقشِ ایران را به عنوانِ بازیگری تعیینکننده در مدیریتِ بحران تثبیت نمود.
عملکردِ هماهنگِ وزارتخانههای کلیدی، از خارجه تا کشور، دفاع تا رفاه و نیز نقشِ محوریِ استانداریها در اجرای سیاستهای بحرانمحور در سطحِ مناطق، حلقهی اتصالِ سیاستگذاریِ کلان به زیستِ روزمرهی مردم بود. این هماهنگیِ عمودی و افقی، نشاندهندهی بلوغِ دستگاه اجرایی در مدیریتِ بحرانهای چندبُعدی بود، جایی که امنیتِ ملی، امنیتِ غذایی، امنیتِ شغلی و امنیتِ روانیِ جامعه، زنجیرهای بهمپیوسته را تشکیل میدادند که استحکامِ هر حلقه، در گروِ استحکامِ حلقههای دیگر بود. دولت توانست با اولویتبندیِ هوشمند، این ابعاد را همزمان پوشش دهد.
دولت پزشکیان در این محکِ سختِ دوازدهروزه، نشان داد که “وحدتِ ملی” تنها شعار نیست، بلکه زیرساختِ بقا و امنیت است و با تبدیلِ تهدید به فرصت، نه تنها ثباتِ داخلی را تقویت کرد، بلکه پرچمِ دیپلماسیِ فعال و عزتمندِ ایران را در عرصهی جهانی به اهتزاز درآورد. این دوره، فصلِ کوتاهی بود که در آن، سیاستِ داخلی و خارجی در خدمتِ منافعِ ملی، چنان درهمتنیدند که تقویتِ یکی، پشتوانهی دیگری شد، و حضورِ میدانیِ حاکمیت در کنارِ مردم، سدی شد در برابرِ تلاطمهای بیرونی و بیثباتیهای درونی. عملکردِ دولت در این برهه، حاکی از درکی عمیق از پیوندِ ناگسستنیِ امنیتِ ملی، رفاهِ اجتماعی و اقتدارِ منطقهای بود؛ مثلثی که تحکیمِ هر ضلع، متکی به استحکامِ اضلاعِ دیگر است و جنگِ دوازدهروزه، کورهی آزمونی برای نشاندادنِ تابآوریِ این ساختار بهرغمِ همهی فشارها بود، و نقطهی عطفی در تثبیتِ رویکردی جدید در معادلاتِ قدرت و منافعِ ایران.
دیدگاهتان را بنویسید