جمعه / ۱۲ دی / ۱۴۰۴ Friday / 2 January / 2026
×
میانگین نمرات نهایی یازدهم و دوازدهم، در رشته‌های انسانی با ۹٫۱۳، تجربی با ۱۲، و ریاضی با ۱۱٫۸۲، نه نشانه‌ی ساده‌ی افت تحصیل، که فریاد هشدار نسلی است در محاق فراموشی.
کارنامه‌های نهایی؛ آینده‌های خاکستری
  • کد نوشته: 54157
  • تیر ۱۹, ۱۴۰۴
  • بدون دیدگاه
  • اختصاصی باران شمال به قلم سید بهنام مهردل

    در ترازوی شکسته‌ی آموزش ایران، کارنامه‌های نهایی خرداد ۱۴۰۴ چونان زخم‌هایی سر باز کرده‌اند که از عمق فاجعه‌ای ساختاری حکایت می‌کند. آمارهای کارنامه نهایی دانش‌آموزان ایرانی، تصویری هولناک از فروپاشی کیفیت آموزشی و عمق شکاف عدالت آموزشی ترسیم می‌کند. میانگین نمرات نهایی یازدهم و دوازدهم، در رشته‌های انسانی با ۹٫۱۳، تجربی با ۱۲، و ریاضی با ۱۱٫۸۲، نه نشانه‌ی ساده‌ی افت تحصیل، که فریاد هشدار نسلی است در محاق فراموشی. این ارقامِ سرد، چونان نقشه‌ی نابرابری، استان‌های مرزی را به حاشیه‌ی تاریک تاریخ می‌راند: سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد، و خوزستان با میانگین زیر ۱۰، در برابر مدارس سمپادی که معدل ۱۶٫۱۴ را چونان تاجی بر سر می‌نهند. گویی اینجا، در خاک ایران، دو سرزمین آموزشی شکل گرفته است: «یکی در آفتاب امکانات و دیگری در سایه‌ی محرومیت».

    ریشه‌های این مصیبت را باید در سه گانه‌ی شوم جست: «نخست، سوالات مفهومی که چون تیغی بر گلوی دانش‌آموز محروم فرود می‌آید؛ آنجا که کلاس‌های فرسوده‌ی سیستان حتی معلم زیست‌شناسی ندارد، اما سوالات امتحان نهایی از پیچیده‌ترین مفاهیم سلولی طرح می‌شود. دوم، چرخه‌ی معیوب توزیع منابع که ۷۰ درصد مدارس دولتی را با معدل ۸٫۹۶ در تاریکی رها کرده، در حالی که شبکه‌ی شاد در زمستان گازبری، به خوابی سنگین فرورفت. سوم، معلمانی که با حقوق حداقلی، خود در کام فقر دست‌وپا می‌زنند و قلب آموزش را به ایستادن تهدید می‌کنند». این مثلث شوم، دانش‌آموز را در گردابی از ناامیدی می‌افکند تا جایی که ترک تحصیل در مناطق مرزی، پدیده‌ای عادی می‌نماید.

    راه برون‌رفت اما در گرو جراحتی عمیق بر پیکره‌ی نظام کهنه است. درمان فوری می‌طلبد که دوره‌های ترمیم معدل با محتوای رایگان آنلاین، چونان مرهمی بر زخم‌های دانش‌آموزان محروم گذارده شود و سامانه‌ی “تراز سازگاری محیطی”، پیشرفت آنان را نه در قیاس با استانداردهای ناممکن، که نسبت به امکانات منطقه‌شان بسنجد. اما درمان ریشه‌ای، نیازمند انقلابی سه‌بعدی است: «بازتعریف عدالت آموزشی با توزیع اضطراری منابع در مناطق مرزی، از استخدام اجباری معلمان نخبه تا تجهیز آموزش آنلاین این مدارس درصورت نبود معلم و توانمند کردن معلمان حاضر توسط آموزشهای کوتاه مدت، پالایش محتوای درسی با جایگزینی ۴۰ درصد حجم کتب با مهارت‌های عملی الهام‌گرفته از مدارس فنی آلمان و توسعه هنرستان‌ها، و زنده‌کردن دل‌های خسته‌ی معلمان با اجرای فوری رتبه‌بندی فرهنگیان و افزایش حقوق ۴۵ تا ۹۵ درصدی». این است نقشه‌ی راهی که می‌تواند “دو سرزمین آموزشی مجزا” را به سرزمینی یگانه بدل کند.

    امروز، اگر در کارنامه های ۱۴۰۴ چهره‌ی دانش‌آموز محروم را نبینیم، فردا، طوفان نسلی سرخورده، بنیان‌های این سرزمین را خواهد لرزاند. آموزش، آفرینش انسان است و انسان‌های خاکستری، فردایی تاریک خواهند آفرید. در این سپیده‌دم تیره‌ی آموزش ایران، اگر آموزش را “آفرینش انسان‌های اندیشمند” بدانیم، نه “تولید ماشین‌های تست‌زنی”، آنگاه کارنامه‌های ۱۴۰۴ نه پایان راه که آغاز بیداری جمعی خواهد بود. کارنامه‌های ۱۴۰۴ چونان آیینه‌ای هستند که اگر در آن بنگریم، چهره‌ی آینده‌ی این سرزمین را خواهیم دید: «یا نسلی سرخورده با آینده‌ای خاکستری، یا جوانانی برخاسته از خاک محرومیت که با دست‌های آموزش دیده، فردایی نو می‌سازند. انتخاب امروز ما، سرنوشت فردای ایران را رقم می‌زند».

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *