جمعه / ۱۲ دی / ۱۴۰۴ Friday / 2 January / 2026
×
«سرماسر» در خطر؛ روایت یک توسعه‌نمایی در پوست سبز جنگل

نه به پارک جنگلی کیاسر؛ نه به توسعه‌ای که بهای آن، نابودی طبیعت باشد

در دل رشته‌کوه‌های البرز، جایی میان مه و درختانِ ساکتِ هیرکانی، جایی هست به نام «سرماسر». نامش تداعی‌کننده خنکای زمین، طراوت سبز حیات و سکوت هزارساله‌ی طبیعت است. اما حالا، صدایی غریب به گوش می‌رسد؛ صدایی که نه از پرندگان مهاجر است، نه از نسیم صبحگاهی. این صدای کلنگی‌ست که قرار است به زمین «پارک جنگلی کیاسر» بخورد؛ و درست همین‌جاست که ماجرا آغاز می‌شود، نه با ساخت، بلکه با ویرانی تدریجی.
نه به پارک جنگلی کیاسر؛ نه به توسعه‌ای که بهای آن، نابودی طبیعت باشد
  • کد نوشته: 54941
  • مرداد ۱۴, ۱۴۰۴
  • بدون دیدگاه
  • اختصاصی باران شمال/ به قلم امیرحسین دودی

    پشت نقابِ «پارک»، چه چیزی خوابیده است؟
    واژه‌ی «پارک جنگلی» در ظاهر، ترکیبی بی‌خطر و حتی دل‌نشین است. گویی قرار است طبیعت حفظ شود و برای عموم مردم قابل‌دسترس گردد. اما تجربه‌های تلخ شمال کشور چیز دیگری را فریاد می‌زنند: از «پارک» تا «ویلاسازی» راهی نیست، به‌ویژه وقتی آسفالت و ماشین و زباله وارد زیست‌بوم می‌شوند. آن‌چه امروز با وعده‌های «گردشگری پایدار» آغاز می‌شود، فردا با «توسعه افسارگسیخته» پایان می‌یابد.
    آیا هیچ‌گاه از خود پرسیده‌ایم چرا باید آرامش هزارساله‌ی این جنگل‌ها، قربانی پروژه‌ای شود که هنوز روشن نیست مبنای کارشناسی آن چیست؟ آیا مطالعات ارزیابی زیست‌محیطی انجام شده است؟ اگر شده، چرا منتشر نمی‌شود؟ و اگر نشده، چه کسی مسئول پیامدهای تخریبی خواهد بود که فردا گریبان همه را خواهد گرفت؟
    خطری خاموش در مسیر حیات‌وحش

    طبق داده‌های منابع محلی و فعالان محیط‌زیست، محدوده‌ی اجرای طرح، یکی از مسیرهای حیاتی عبور و زندگی گونه‌های نادر جانوری در منطقه است. جایی که رد پای گراز، پلنگ، شوکا و پرندگان جنگلی دیده می‌شود، حالا قرار است میزبان ماشین‌های تفریحی، دکه‌های فروش خوراکی، تیرهای برق، روشنایی مصنوعی و ازدحام آخر هفته‌ها باشد.
    طبیعت، پدیده‌ای زنده است. حیات‌وحش با کمترین اخلال در زیستگاه خود، مسیرهای مهاجرتی و تغذیه را تغییر می‌دهد یا در صورت ناتوانی، از بین می‌رود. «توسعه» اگر هم‌نفس «طبیعت‌زدایی» باشد، تنها نامش توسعه است؛ در عمل، مرگ تدریجی اکوسیستم است.

    چرا با مردم حرف نمی‌زنید؟
    طرحی با چنین ابعاد زیست‌محیطی و اجتماعی، بدون اطلاع‌رسانی عمومی، بدون مشارکت ساکنان بومی و بدون گفت‌وگو با فعالان محیط‌زیست کلید خورده است. چگونه ممکن است در منطقه‌ای که «حفاظت» باید اولویت باشد، صدای مردم نادیده گرفته شود؟ آیا این روند چیزی جز بازتولید همان نگاه از بالا به پایین و حذف مردم از سرنوشت سرزمین‌شان نیست؟
    مگر نه اینکه اصل ۵۰ قانون اساسی ما بر حفاظت از محیط‌زیست به‌عنوان وظیفه‌ای عمومی تأکید دارد؟ پس چرا سازمان حفاظت محیط‌زیست در این ماجرا، چنین منفعل و بی‌صداست؟ هنوز کلنگی به زمین نخورده، اما سکوت برخی نهادهای ناظر، بلندترین صدای نگرانی شده است.

    به‌نام آینده، علیه آینده؟
    شهرداری کیاسر احتمالاً با نیت خیر به‌دنبال رونق گردشگری و توسعه اقتصادی است. اما آیا واقعاً این نوع توسعه، پایدار است؟ آیا توسعه‌ای که بر بستر تخریب طبیعت و تهدید منابع طبیعی شکل بگیرد، می‌تواند حقوق نسل‌های آینده را نیز تأمین کند؟ پاسخ روشن است: خیر.
    توسعه‌ی پایدار یعنی درک و پاسداری از ظرفیت‌های بومی، نه اعمال الگوهای تکراری و شکست‌خورده. یعنی هم‌زیستی هوشمند با طبیعت، نه تحمیل کالبدهای بتنی بر شریان‌های زنده‌ی زمین.

    صدایی باشیم برای درختانی که فریاد ندارند
    ما، شهروندان و دوستداران طبیعت، تنها یک خواسته داریم: تصمیم‌گیری شفاف، علمی، مشارکتی. خواسته‌ای که نه احساسی است و نه غیرواقعی. ما می‌خواهیم پیش از هرگونه اقدامی، گزارش‌های کارشناسی مستقل منتشر شود، نظرات فعالان محیط‌زیست شنیده شود، و مهم‌تر از همه، اراده‌ای برای بازنگری وجود داشته باشد.
    طبیعت صدایی برای اعتراض ندارد؛ این ما هستیم که باید فریاد بزنیم، پیش از آنکه دیر شود.

    جمع‌بندی:
    نه به تخریب به‌نام توسعه؛ نه به پارک جنگلی کیاسر در دل «سرماسر».
    این «نه»، یک «آری» بزرگ به آیندگان است. نسلی که حق دارد جنگلی دست‌نخورده، بی‌ویلا، بی‌آسفالت، و پر از زندگی را از ما به ارث ببرد.
    توسعه، اگر معنا و معناگرای خود را گم کند، می‌شود بولدوزری بر سر زمین.
    بیایید پیش از آنکه کلنگی بخورد، صدایی شویم برای برگ‌هایی که زیر پا له می‌شوند.

    نوشته های مشابه
    بحران حقوق بین‌الملل بشردوستانه در غزه
    نشانه‌های فروپاشی نظم ادعایی جهانی

    بحران حقوق بین‌الملل بشردوستانه در غزه

     دریچه‌ای نوین به سوی آسیای میانه
    نگاهی  بر دیپلماسی اقتصادی و سفر استاندار مازندران به تاشکند؛

     دریچه‌ای نوین به سوی آسیای میانه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *