به گزارش پایگاه خبری باران شمال، در شبی که آسمان تهران زیر باران پاییزی غبارآلود میدرخشید، رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدایی رسا و استوار، از میان امواج رادیو و تلویزیون، بار دیگر نقشه راه ملت ایران را ترسیم کرد. سخنرانی تلویزیونی آیتالله سیدعلی خامنهای در شب ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۵، نه تنها پاسخی قاطع به فشارهای خارجی بود، بلکه یادآوریای عمیق از اصول بنیادین جمهوری اسلامی در آستانه هفته دفاع مقدس و آغاز سال تحصیلی جدید به شمار میرفت. این بیانات، که با تمرکز بر سه محور کلیدی اتحاد ملی، استمرار غنیسازی اورانیوم و دوری از دام مذاکرات بیثمر با ایالات متحده همراه بود، همچون چراغی در مسیر سیاست خارجی ایران تابید و نشان داد که تهران در برابر زورگوییهای واشنگتن، نه تنها عقبنشینی نمیکند، بلکه با اقتدار بیشتری پیش میرود.
این سخنرانی، که از محل بیت رهبری و با پخش مستقیم از شبکههای ملی سیما ایراد شد، در حالی صورت گرفت که تنشهای هستهای میان ایران و غرب به اوج خود رسیده است. تنها چند روز پیش، گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی بار دیگر بر پیشرفتهای فنی ایران در چرخه سوخت هستهای تأکید کرده بودند، در حالی که مقامات آمریکایی با لحنی تهاجمی، از بازگشت به میز مذاکره سخن میگفتند. اما رهبر انقلاب، با نگاهی استراتژیک به این معادلات، راهبردی را تبیین کرد که ریشه در فتوای شرعی ایشان دارد: حرام بودن ساخت، نگهداری و استفاده از سلاحهای هستهای. این موضع، که سالهاست به عنوان ستون فقرات سیاست هستهای ایران شناخته میشود، در این بیانات با تأکید مضاعف بر جنبههای اخلاقی و انسانی آن، به مثابه سپری در برابر اتهامسازیهای دشمنان عمل میکند. ایران، بر اساس این دیدگاه، نه به دنبال تسلیحات کشتار جمعی است و نه اجازه میدهد حقوق مسلم خود در زمینه انرژی صلحآمیز را زیر پا بگذارد. غنیسازی اورانیوم تا سطوح مورد نیاز، نه تنها حق قانونی تهران بر اساس معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است، بلکه نمادی از خودکفایی علمی و صنعتی کشور در برابر تحریمهای فلجکننده غرب به شمار میرود.
از منظر تحلیلی، این بخش از بیانات رهبر معظم، پیامی چندلایه به جامعه جهانی ارسال میکند. در حالی که ایالات متحده و متحدان اروپاییاش با ادعای نگرانی از برنامه هستهای ایران، فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک را تشدید میکنند، تأکید بر توقف ناپذیری غنیسازی، پاسخی عملی به این رویکرد یکجانبه است. ایران در سالهای اخیر، با تکیه بر دانشمندان جوان و زیرساختهای بومی، توانسته است سطح غنیسازی را به ۶۰ درصد برساند، که این دستاورد نه تنها نیازهای پزشکی و کشاورزی کشور را تأمین میکند، بلکه ظرفیتهای دفاعی را نیز تقویت مینماید. این پیشرفتها، که در سایه تهدیدهای مکرر رژیم صهیونیستی و حملات سایبری به تأسیسات هستهای رخ داده، نشاندهنده عمق نفوذ استراتژیک ایران در معادلات منطقهای است. رهبر انقلاب با برجسته کردن این واقعیت، به نوعی به غرب یادآوری میکند که سیاستهای خصمانه واشنگتن، نه تنها ایران را به زانو درنیاورده، بلکه بر عزم ملی برای دستیابی به قلههای فناوری افزوده است. در این چارچوب، فتوای حرام سلاح هستهای، به عنوان یک اصل دینی-سیاسی، ابزاری دیپلماتیک قدرتمند است که ایران را در مجامع بینالمللی از اتهامات انزوا خارج میسازد و برتری اخلاقی تهران را برجسته میکند.
اما محور دوم این بیانات، که به روابط با ایالات متحده میپردازد، شاید بیشترین بار تحلیلی را بر دوش خود حمل میکند. رهبر معظم انقلاب، با نگاهی واقعبینانه به سابقه ۴۵ ساله روابط دو کشور، مذاکره در شرایط کنونی را نه تنها بیفایده، بلکه مغایر با منافع ملی ایران دانست. این موضع، ریشه در تجربیات تلخ برجام دارد، جایی که آمریکا با خروج یکجانبه از توافق، نه تنها تعهدات خود را زیر پا گذاشت، بلکه با اعمال تحریمهای حداکثری، اقتصاد ایران را هدف قرار داد. در تحلیل کارشناسان سیاسی، این سخنرانی، تیر خلاصی بر هرگونه توهم بازگشت به میز مذاکره است؛ چرا که واشنگتن، به جای گفتگوی برابر، به دنبال تحمیل اراده خود از طریق فشارهای اقتصادی و نظامی است. رژیم بایدن، که با شعار احیای دیپلماسی به قدرت رسید، در عمل راه سیاستهای ترامپ را ادامه داده و با حمایت از جنایات اسرائیل در غزه و لبنان، چهره واقعی خود را به عنوان حامی هژمونی جهانی نشان داده است. ایران، در این میان، با تأکید بر استقلال سیاسی، نشان میدهد که مذاکره بدون رفع تحریمها و تضمینهای محکم، چیزی جز هدررفت زمان نیست.
این رویکرد، که با تکیه بر اقتصاد مقاومتی و تقویت روابط با شرق از چین و روسیه تا کشورهای همسایه همراه است، ایران را از وابستگی به غرب رها ساخته و به سمت یک قدرت منطقهای خودکفا سوق میدهد.
در بستر داخلی، این بیانات نقش کلیدی در تقویت انسجام ملی ایفا میکند، به ویژه در آستانه هفته دفاع مقدس. رهبر انقلاب، با اشاره به میراث شهدا و ایثارگران، اتحاد را به عنوان واکسن مؤثر در برابر توطئههای دشمنان خارجی و اختلافافکنیهای داخلی معرفی کرد. در شرایطی که کشور با چالشهای اقتصادی ناشی از تحریمها دست و پنجه نرم میکند، این تأکید بر وحدت، فراخوانی برای همدلی میان قوا، نخبگان و آحاد ملت است. از منظر جامعهشناختی، سخنرانیهای رهبری در چنین مقاطعی، همچون یک چسب استراتژیک عمل میکنند که شکافهای اجتماعی را ترمیم مینماید. برای مثال، در سالهای اخیر، اعتراضات صنفی و اقتصادی که گاهی توسط رسانههای خارجی به عنوان نشانه ضعف نظام تصویر میشد، با چنین بیاناتی به فرصتهایی برای همبستگی تبدیل شدهاند. رهبر معظم، با ترسیم تصویری از ایران قدرتمند در برابر استکبار، به جوانان که بخش عمده مخاطبان آغاز سال تحصیلی هستند
انگیزهای برای مشارکت در عرصههای علمی، فرهنگی و دفاعی میبخشد. این نسل، که در سایه انقلاب دیجیتال و پیشرفتهای سایبری رشد یافته، حالا با این پیام، مسئولیت حفظ دستاوردهای هستهای و دفاعی را بر دوش میکشد.
از دیدگاه ژئوپلیتیک، این سخنرانی در زمانبندی دقیقی ایراد شد؛ درست زمانی که اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک با حضور مقامات ایرانی به پایان رسیده و بحثهای هستهای دوباره داغ شده است. حضور سرلشکر شهید رئیسی در سالهای گذشته با نمادهای انقلابی، الگویی برای دیپلماسی عمومی ایران شده بود، و حالا رهبر انقلاب با این بیانات، آن الگو را به سطح ملی تعمیم میدهد. در منطقه خاورمیانه، جایی که محور مقاومت با حمایت ایران در برابر تجاوزات اسرائیل ایستاده، این موضعگیریها به تقویت جبهه ضدصهیونیستی کمک میکند. سوریه، لبنان و یمن، به عنوان حلقههای این زنجیره، از سیاستهای مستقل ایران سود میبرند، و تأکید بر غنیسازی، پیامی به تلآویو است که هرگونه ماجراجویی نظامی، با پاسخ قاطع روبرو خواهد شد. در سطح جهانی، این بیانات به عنوان یک سند تاریخی، نشاندهنده بلوغ دیپلماتیک ایران است؛ کشوری که از یک انقلاب نوپا به قدرتی هستهای و منطقهای تبدیل شده، بدون اینکه از اصول خود عدول کند.
در نهایت، این سخنرانی نه تنها یک رویداد رسانهای، بلکه یک سند راهبردی برای سالهای پیش رو است. با تمرکز بر خودکفایی، وحدت و مقاومت، رهبر معظم انقلاب، نقشهای را پیش روی ملت قرار داد که در آن، ایران نه قربانی سیاستهای غرب، بلکه معمار آینده خویش است. در حالی که باران شبانه تهران همچنان میبارد، این کلمات همچون رعد بر آسمان سیاست ایران طنین میاندازد و نویدبخش روزهای پیروزی است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی، با این رویکرد، از مرحله دفاع به مرحله تهاجم دیپلماتیک وارد شده، و غنیسازی نه تنها یک حق، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای بقای استقلال ملی به شمار میرود. ملت ایران، با این پیام، یکبار دیگر اثبات میکند که در برابر هر زورگویی، ایستادگیاش فزونی مییابد.
دیدگاهتان را بنویسید