یادداشت اختصاصی باران شمال/ به قلم امیرحسین دودی
در فرهنگ نظام آموزشی، واژه «معلم» اغلب تصویری از یک کارمند منظم و محصور در چارچوبهای خشک اداری را تداعی میکند؛ فردی که وظیفهاش اجرای دقیق بخشنامهها، پر کردن فرمهای ارزشیابی و انتقال مطالب درسی به دانشآموزان است. اما در این میان، اصطلاح «معلم فراری» چون شعلهای در تاریکی، معنایی دیگرگونه به این حرفه میبخشد. معلم فراری نه نماد ضعف یا سرکشی بیهدف، بلکه تجلی یک روح سنتشکن و جریانساز است که از مرزهای تنگ نظمهای دستوپاگیر عبور میکند تا تاریخ را به چالش بکشد و انسانهایی نو بسازد.
شهیدان مرتضی مطهری، محمد حسینی بهشتی، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر نمونههای درخشان این معلمان فراریاند. آنها معلمانی بودند که کلاس درسشان فراتر از تختهسیاه و دیوارهای مدرسه بود. آنها با قلم و کلامشان، با ایثار و شهادتشان، نهتنها درس دانش که درس زندگی دادند. این معلمان، همانند پیامبر خاتم(ص)، سرنوشت انسانها را تغییر دادند و با اندیشه و عمل خود، بنای تمدنی نو را پیریزی کردند. آنها نشان دادند که معلمی، تنها انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه یک رسالت الهی است برای بیدار کردن ذهنها و ساختن آیندهای روشن.
واژه «معلم» در نگاه برخی، بار خنثی یا حتی مثبتی دارد، اما «معلم فراری» با وجود بار منفی ظاهریاش، جذابیت و عمقی بینظیر به این حرفه میبخشد. این عنوان، حکایت معلمانی است که از روزمرگی و تکرار گریختهاند و به جای پیروی کورکورانه از دستورات، راهی نو گشودهاند. آنها در برابر ساختارهای کهنه و محدودکننده ایستادهاند و با جسارت، الگوهایی خلق کردهاند که نسلها از آن الهام گرفتهاند. معلم فراری، دیوانهای است در نگاه معلمان بخشنامهای؛ اما همین دیوانگی، موجی است که تاریخ را دگرگون میکند.
معلمی، در معنای واقعی کلمه، چیزی فراتر از تدریس چند ساعت در کلاس درس یا اجرای آییننامههای آموزشی است. معلمی، یعنی الگوسازی برای نسلها؛ یعنی کاشتن بذر اندیشهای که تمدنها را میسازد؛ یعنی تغییر مسیر تاریخ با پرورش انسانهایی که خود، تغییر را رقم میزنند. معلم فراری، با این تعریف، نهتنها یک معلم، بلکه یک معمار تمدن است. او با شجاعت، خلاقیت و ایمانی راسخ، از چارچوبهای تحمیلی میگریزد و راهی میسازد که دیگران را به سوی آیندهای بهتر هدایت میکند.
در جهانی که نظامهای آموزشی گاهی به کارخانههای تولید مدرک تبدیل شدهاند، معلم فراری یادآور رسالت اصلی این حرفه است. او کسی است که به جای تسلیم شدن در برابر جریانهای تکراری، خود جریانساز میشود. او با هر قدم، با هر کلام و با هر تصمیم، جهانی نو میآفریند. این معلمان، قهرمانانیاند که در سکوت کلاسهای درس، حماسههای بزرگ تاریخ را رقم میزنند. آنها، به راستی، موجسازانیاند که دیوانگیشان، جهان را زیباتر میکند.
دیدگاهتان را بنویسید