جمعه / ۱۲ دی / ۱۴۰۴ Friday / 2 January / 2026
×
تحریم‌های شورای امنیت و بازگشت آن‌ها با سازوکار موسوم به «مکانیسم ماشه»، به دغدغه‌ای جدی در فضای سیاسی کشور تبدیل شده است. در چنین شرایطی، اختلافات سیاسی داخلی اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند همان چیزی باشد که طرف مقابل در بیرون به‌دنبالش است، تصویری از جامعه‌ای شکاف‌خورده و ناتوان از همگرایی.
دوقطبی‌سازی؛ دام پنهان در سیاست و جامعه

یادداشت اختصاصی باران شمال/ زهرابشیری کارشناس علوم سیاسی و رسانه

تحریم‌های شورای امنیت و بازگشت آن‌ها با سازوکار موسوم به «مکانیسم ماشه»، به دغدغه‌ای جدی در فضای سیاسی کشور تبدیل شده است. در چنین شرایطی، اختلافات سیاسی داخلی اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند همان چیزی باشد که طرف مقابل در بیرون به‌دنبالش است، تصویری از جامعه‌ای شکاف‌خورده و ناتوان از همگرایی.
در هر جامعه‌ی پویا، اختلاف نظر و رقابت فکری امری اجتناب‌ناپذیر و حتی سازنده است. برخی بر ضرورت گفت‌وگو و تعامل بین‌المللی برای کاهش فشارها تأکید دارند و برخی دیگر بر مقاومت و خوداتکایی. اما آنچه خطرناک می‌شود، تبدیل این اختلافات به مرزهای خصمانه و از چارچوب «گفت‌وگوی سیاسی» خارج شده و به «دوقطبی‌سازی» برسد. یعنی هر تصمیمی صرفاً به دلیل اینکه از سوی جناح رقیب مطرح شده، رد می‌شود و هر اقدام مثبتی به چشم دشمنی تعبیر می‌گردد. دوقطبی‌سازی به مرور، امنیت روانی جامعه را خدشه‌دار می‌کند. در چنین فضایی، افراد به جای همزیستی مسالمت‌آمیز، یکدیگر را رقیب یا حتی دشمن می‌بینند. اعتماد عمومی فرومی‌ریزد، سرمایه اجتماعی تضعیف می‌شود و بستر برای مداخلات خارجی یا سوء‌استفاده‌ی گروه‌های فرصت‌طلب فراهم می‌گردد.چنین فضایی به جای تولید راه‌حل، تنها انرژی کشور را صرف نزاع داخلی می‌کند.

تحریم‌های شورای امنیت و به‌ویژه سازوکار «مکانیسم ماشه» تنها یک پرونده حقوقی یا دیپلماتیک نیست، ابزاری سیاسی برای فشار بر ایران است. هر نشانه‌ای از چندپارگی و نزاع‌های دوقطبی در داخل، در واقع برگ برنده‌ای است در دست مخالفان کشور که
از همین شکاف‌ها بهره‌برداری می‌کند. پیام آشفتگی و ناهماهنگی در داخل، دست کشورهای متخاصم را برای پیشبرد فشارهای چندجانبه بازتر می‌کند. درعوض، نمایش انسجام و همبستگی داخلی، می‌تواند سد محکمی در برابر این فشارها ایجاد کند.
از این رو، مسئولیت جریان‌های سیاسی و رسانه‌ای، بسیار تعیین کننده است. بزرگ‌نمایی اختلافات، تخریب رقیب و بهره‌برداری از مسائل ملی برای امتیازگیری جناحی، دقیقاً همان چیزی است که به فعال شدن «گسل‌های داخلی» و در نتیجه، تقویت ابزار تحریم علیه ایران منجر می‌شود.
در مقابل، مدیریت اختلافات در چارچوب رقابت سالم و توجه به منافع ملی، می‌تواند فضای کشور را برای مواجهه با فشارهای خارجی مستحکم‌تر سازد.
دوقطبی‌سازی، برخلاف ظاهر پرهیاهوی خود، نه تنها نشانه‌ی پویایی سیاسی نیست، بلکه آفتی برای همبستگی اجتماعی به شمار می‌آید. جامعه‌ای که بتواند اختلافات را در قالب تعامل، مدارا و گفت‌وگو مدیریت کند، به بلوغ سیاسی و فرهنگی رسیده است؛ اما جامعه‌ای که به دام دوقطبی‌های کاذب می‌افتد، ناخواسته مسیر تنش، فرسایش و بی‌ثباتی را می‌پیماید.
پرونده‌هایی مانند تحریم‌های شورای امنیت یا مکانیسم ماشه، چالش یک جناح یا یک دولت نیست و یا اینکه یک جناح بتواند به تنهایی از آن سربلند بیرون آید. این میدان، آزمونی برای کل کشور است. اگر نیروهای داخلی به دام دوقطبی‌سازی بیفتند، طرف مقابل از آن به عنوان نقطه ضعف استفاده خواهد کرد. اما اگر اختلافات را به گفت‌وگوی ملی بدل کنیم، همان اختلاف‌ها می‌تواند به فرصتی برای ارائه راه‌حل‌های متنوع و تقویت اقتدار ملی تبدیل شود.

نوشته های مشابه
بحران حقوق بین‌الملل بشردوستانه در غزه
نشانه‌های فروپاشی نظم ادعایی جهانی

بحران حقوق بین‌الملل بشردوستانه در غزه

 دریچه‌ای نوین به سوی آسیای میانه
نگاهی  بر دیپلماسی اقتصادی و سفر استاندار مازندران به تاشکند؛

 دریچه‌ای نوین به سوی آسیای میانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *