جمعه / ۱۲ دی / ۱۴۰۴ Friday / 2 January / 2026
×
گزارش باران شمال از بدهی‌های ۱۸۰۰ میلیاردی، زیان‌های فزاینده و ناترازی انرژی، صنایع چوپ و کاغذ مازندران:

صنایع چوب و کاغذ مازندران؛ یک قدم تا سقوط!

نجات صنایع چوب و کاغذ مازندران نیازمند بازگشت به مدیریت علمی است؛ جداسازی اقتصاد از بازی‌های سیاسی و جناحی، که در سال‌های اخیر تخصص را به حاشیه رانده، تنها راه خروج از این باتلاق است.
صنایع چوب و کاغذ مازندران؛ یک قدم تا سقوط!

اختصاصی باران شمال/ به قلم امیرحسین دودی

غول صنعتی صنایع چوب و کاغذ مازندران، که بیش از نیم قرن به عنوان ستون فقرات تولید کاغذ کشور عمل کرده، اینک درگیر بحرانی چندلایه است که ورشکستگی آن می‌تواند زنجیره‌ای از زیان‌های اقتصادی را به راه بیندازد. با بدهی‌های انباشته بیش از ۱۸۰۰ میلیارد تومان، توقف‌های مکرر تولید به دلیل ناترازی انرژی که منجر به از دست رفتن هزاران تن کاغذ شده، و زیان‌های عملیاتی که در سال ۱۴۰۲ به تنهایی به ۱۲۷۰ میلیارد ریال رسیده، این شرکت نه تنها هزاران شغل را تهدید می‌کند، بلکه تأمین کاغذ برای بخش آموزش و صنایع وابسته را هم به خطر انداخته و زنگ خطری برای کل اقتصاد صنعتی ایران به صدا درآورده است.

این شرکت، که ظرفیت اسمی تولید سالانه‌اش بیش از ۱۷۵ هزار تن کاغذ است، در سال‌های اخیر به جای گسترش، با انبوهی از تعهدات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کند.
بر اساس گزارش‌های اخیر، بدهی‌های بانکی و غیربانکی آن به تأمین‌کنندگان، شرکا و شبکه بانکی، به مرز ۱۸۰۰ میلیارد تومان رسیده که بخش عمده‌ای از آن مربوط به وام‌های معوق و تعهدات به وزارت آموزش و پرورش است. این حجم بدهی، که از سال‌های پیش انباشته شده، وضعیت مالی شرکت را به ماده ۱۴۱ قانون تجارت کشانده و آن را در شرایط بحرانی قرار داده. تازه‌ترین ضربه هم برداشت ناگهانی ۱۷۰ میلیارد ریال از حساب‌های شرکت بابت بخشی از بدهی مالیاتی معوق ۱۵ ساله بوده که جریان نقدینگی را مختل کرده و تولید را به رکود نزدیک‌تر ساخته.
در نیمه نخست سال ۱۴۰۳، هزینه‌های فروش، اداری و عمومی شرکت از ۴۸۱.۷۷۴ میلیون ریال در دوره مشابه سال قبل، به ۶۷۴.۵۴۱ میلیون ریال جهش کرده که نشان‌دهنده افزایش ۴۰ درصدی هزینه‌های عملیاتی است و حاشیه سود را به شدت فشرده.

تحریم‌های بین‌المللی، که هزینه واردات مواد اولیه و قطعات یدکی را تا دو برابر افزایش داده، یکی از عوامل خارجی این بحران است، اما ناترازی انرژی داخلی، ضربه اصلی را وارد کرده. در سال ۱۴۰۳، شبکه برق کشور طی ۱۰۸۶ ساعت با کسری تولید نسبت به تقاضا روبرو بوده که کارخانه مازندران را هم فلج کرده؛ به عنوان مثال، قطعی‌های برق در خردادماه ۱۴۰۴، خط تولید کاغذ تحریر را متوقف کرد و تعهدات تأمین کاغذ کتاب‌های درسی برای سال تحصیلی آینده را به خطر انداخت. مدیرعامل شرکت پیش‌تر از توقف ۱۰ روزه تولید به دلیل کمبود برق خبر داده بود که این اختلال، برنامه‌ریزی کل کارخانه را به هم ریخته و تا نیمه نخست ۱۴۰۳، تنها ۲۵ هزار تن کاغذ تحریر تولید شده
در حالی که ظرفیت بالقوه بسیار بالاتر است.
این توقف‌ها، که ریشه در ناترازی گاز و برق دارد، تعهد شرکت برای تولید کاغذ کتاب‌های درسی را محقق نساخته و میلیاردها تومان زیان مستقیم به بار آورده؛ تخمین‌ها نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر، چنین اختلالاتی منجر به از دست رفتن بیش از ۳۵ هزار تن کاغذ شده که معادل حدود ۱۵۰۰ میلیارد تومان ارزش افزوده از دست رفته است.

با وجود این چالش‌ها، تلاش‌هایی برای احیا صورت گرفته؛ تولید کاغذ تحریر از ۴۷۰۰ تن در سال ۱۳۹۹ به بیش از ۱۲۰ هزار تن در سال‌های اخیر رسیده که نشان‌دهنده ۱۰ برابر شدن خروجی در کمتر از سه سال است.
همچنین، در مرداد ۱۴۰۳، بزرگ‌ترین قرارداد تاریخ شرکت برای تأمین کاغذ کتاب‌های درسی امضا شد که قرار است ۱۰۰ هزار تن کاغذ را پوشش دهد و به خودکفایی در تولید کاغذ آموزشی کمک کند.
با این حال، این پیشرفت‌ها شکننده‌اند؛ زیان انباشته شرکت در سال ۱۴۰۲ به ۱۲۷۰ میلیارد ریال رسیده و بدون تزریق سرمایه جدید، بازگشت به سودآوری دور از دسترس به نظر می‌رسد.

مدیریت دولتی، که قرار بود این صنایع را حمایت کند، خود به یکی از موانع اصلی تبدیل شده. سیاست‌بازی در انتصاب مدیران، بهره‌وری را تا ۳۰ درصد کاهش داده و هزینه‌های غیرضروری را فزونی بخشیده؛ مدیران، که حقوق‌شان از بودجه عمومی می‌آید، اغلب بر مسائل جانبی تمرکز دارند و توسعه را نادیده می‌گیرند.
انحصار تولید کاغذ در دست این شرکت، بدون رقیب واقعی، کیفیت محصولات را هم پایین آورده؛ مصرف‌کننده با کاغذهایی روبرو است که استانداردهای جهانی را از دست داده و نرخ بازگشت سرمایه را به زیر ۵ درصد رسانده.
حمایت‌های دولتی، مانند تسویه بدهی‌های مالیاتی یا بانکی، هم با کسری بودجه ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومانی دولت در ۱۴۰۳، تنها به چاپ پول و تورم ۴۰ درصدی دامن می‌زند و مشکلات را به آینده موکول می‌کند.

خصوصی‌سازی ناقص هم راه‌حل نیست؛ واگذاری سهام بدون ایجاد رقابت، شرکت را به سمت خصولتی شدن می‌برد و فساد را تشدید می‌کند. در سال ۱۴۰۲، گزارش‌های مالی نشان داد که بدون برنامه‌ریزی دقیق، چنین واگذاری‌هایی نه تنها توسعه نیاورده، بلکه زیان را ۲۵ درصد افزایش داده. چالش‌ها از کمبود مواد اولیه که ۷۰ درصد آن وارداتی است.
تا بدهی‌های سنگین بانکی و ضعف مدیریتی، الگویی تکراری برای صنایع دولتی است.
وعده‌های خروج از بحران در دولت سیزدهم، با واقعیت همخوانی نداشت؛ آمار بورس از بدهی انباشته ۱۸۰۰ میلیاردی خبر می‌دهد و سفرهای مقامات، مانند بازدید شهید جمهور ، نتوانست بیش از ۱۰ درصد مشکلات را حل کند.

در نهایت، نجات صنایع چوب و کاغذ مازندران نیازمند بازگشت به مدیریت علمی است؛ جداسازی اقتصاد از بازی‌های سیاسی و جناحی، که در سال‌های اخیر تخصص را به حاشیه رانده، تنها راه خروج از این باتلاق است.
اقتصاد بر پایه دانش و نوآوری می‌چرخد، اما با فضای فعلی، تولید سالانه ۱۷۵ هزار تنی این شرکت به نصف رسیده و تهدید ورشکستگی، موجی از بیکاری برای ۲۰۰۰ کارگر مستقیم و ۵۰۰۰ شغل غیرمستقیم را به همراه دارد.
بدون اصلاحات فوری، سقوط این غول، اقتصاد شمال را برای سال‌ها فلج خواهد کرد و درس عبرتی برای کل کشور می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *