اختصاصی باران شمال-امیرحسین دودی
در دل کوههای البرز، جایی که رودبار کیاسر با جادههای باستانیاش هنوز بوی کاروانهای اشکانی را میدهد، چاههایی پنهان شدهاند که نه برای آب، بلکه برای غارت هویت ملی کنده شدهاند. حفاریهای غیرمجاز، این بلای خاموش، نه تنها آثار باستانی را میبلعد، بلکه جان دامها و چوپانان را هم به خطر میاندازد. یک چوپان محلی، که نخواست نامش فاش شود، در گفتوگو با «باران شمال» از استرس شبانهروزیاش میگوید: چاههای هفتمتری که در برف زمستان نامرئی میشوند و گلههای گوسفندی که قربانی طمع حفاران شدهاند.
این گزارش، که بر پایه مشاهدات میدانی و گفتوگو با اهالی کیاسر نگاشته شده، پرده از چهرهای زشت برمیدارد: افزایش حفاریهای غیرقانونی در سالهای اخیر، که با مشکلات اقتصادی گره خورده و با کشف محوطه باستانی وستمین به اوج رسیده است. طبق آمار یگان حفاظت میراثفرهنگی مازندران، در بهمنماه امسال تنها در محور ساری-کیاسر، چهار حفار غیرمجاز دستگیر شدند و فلزیابهایشان ضبط شد.
این دستگیریها، هرچند خوشایند، تنها نوک کوه یخ است؛ باندهای سازمانیافته، با کمک مافیای آثار باستانی، شبانه به مناطق سرما و سرده و ترکام و معدن کیاسر هجوم میبرند و زمین را سوراخسوراخ میکنند.
چوپان کیاسری، مردی میانسال با دستانی پینهبسته از سالها چرا در دشت و رودبار و جنگل، روبهرویام نشسته بود. چشمانش پر از نگرانی بود، انگار هر لحظه منتظر صدای حفارها. طی این سالها، هر بار که گلهام رو به صحرا و جنگل و رودبار میبرم، با چاههای تازهکنده روبهرو میشم. اینا چاه نیستن، تلهان برای دام و آدم.
او از حادثهای میگوید که هنوز زخمش تازه است: یه بار، تو منطقه رودبار و معدن کیاسر، بزغالهام افتاد تو چاه یکمتری که حفارها کنده بودن. گوسفندها هم دنبالش رفتن. به لطف خدا و کمک اهالی، نجاتشون دادیم، اما زخمی شدن بدجور. اگه تنها بودم، چی میشد؟
او نفس عمیقی میکشد و ادامه میدهد: بدترش اینه که چاههای عمیقتر، تا هفت متر، تو زمستونها پنهان میشن زیر برف. تصور کن، شبِ تیره، با چراغقوه، گلهات رو میچرونی و یهو… تموم. نه فقط دامها، خودمون هم در امان نیستیم. طبیعتگردان و گردشگرها هم همینطور.
این چوپان، که بیش از دو دهه است در این دشتها نفس میکشد، از ترس شبانهاش میگوید: شبا چوپانی نمیکنم.
میترسم با گروه حفارها روبهرو بشم. شنیدم سلاح سرد و گرم دارن، حمله میکنن به هر کی ببینهشون. کیاسر پر از این چاههاست؛ از سرما و سرده تا ترکام، کریمقلعه، وستیمن و معدن. همهجا سوراخسوراخه.
کشف اتفاقی محوطه باستانی وستیمن در سال ۱۳۹۴، که به شماره ۳۱۳۳۸ در فهرست آثار ملی ثبت شد، جرقهای بود برای هجوم حفاران.
این سایت اشکانی، با قدمتی بیش از دو هزار سال، شامل گورستان شرقی و غربی، محوطه استقراری و حتی قلعهای باستانی است که کاوشهای اولیهاش بیش از ۱۰۰ گور دخمه را آشکار کرد.
چوپان ما، با لهجه غلیظ کیاسری، توضیح میدهد: وستیمن شاهراه قدیمی بود. قدیما از اینجا به مشهد میرفتن، سلامِ امام رضا رو میرسوندن. حالا حفارها دورش هجوم آوردن، چون میدونن گنج داره.
کارشناسان تاریخ محلی هم رودبار کیاسر را فراتر از یک منطقه کشاورزی میدانند؛ اینجا در دوران اشکانیان، محله عبور و راه اصلی به پایتختشان، صددروازه (دامغان امروزی) بود.
برخی مورخان حتی آن را بخشی از جاده ابریشم میشمارند، جایی که کاروانها با اسب و ابریشم از شرق به غرب میگذشتند و رودخانههای پرآب، روستاها و دهکدهها را در حاشیهاش جان میدادند.
اما غم چوپان ما به وستیمن ختم نمیشود. او با حسرتی تلخ از حمام گبری کیاسر میگوید: اون حمام قدیمی، که بهش میگفتن گبری، شناسنامه شهرمون بود.
قدمتش برمیگرده به دوران باستان، اما شهرداری بدون اینکه بفهمه چی داره، تخریبش کرد و جاش شرکت تعاونی ساخت.
حالا دیگه چیزی نمونده.
این حمام، که در حکایتهای محلی کیاسر نماد قدمت شهر است، یکی از معدود بناهای تاریخی بخش چهاردانگه بود که میتوانست گردشگران را جذب کند، اما بیتوجهی، آن را هم قربانی کرد.
حفاریهای غیرمجاز، که اغلب توسط جوانان بیکار با وعده پول آسان و هدایت مافیای آثار باستانی انجام میشود، نه تنها هویت ملی را تاراج میبرد، بلکه زندگی روزمره را مختل میکند.
طبق گزارشها، در سالهای اخیر، دستگیریهای متعددی در مازندران رخ داده؛ از متلاشی شدن دو باند در ساری در بهار ۱۴۰۲ تا ردگیری هفت حفار در بهمن ۱۴۰۲ اما اینها کافی نیست.
مشکلات معیشتی، بیکاری و جذابیت کشف وستیمن، آتش این بلای اجتماعی را شعلهور کرده. خانوادهها، مدارس و نهادهای فرهنگی باید پیشقدم شوند؛ آموزش دهند که این کار نه تنها جرم است، بلکه جان انسانها و حیوانات را هم میگیرد.
در پایان این گفتوگو، چوپان کیاسری دستهایش را به هم میمالد و میگوید: ما چوپانها، هر روز با طبیعت زندگی میکنیم.
این حفارها دارن طبیعت رو میکشن، هویتمون رو میدزدن. استرس از دست دادن دام یا حتی جان خودم، شبها خوابم رو میگیره.
مسئله حفاران غیرمجاز، فراتر از میراث است؛ تهدیدی برای امنیت محلی.
سازمان حفاظت میراثفرهنگی به تنهایی نمیتواند؛ نیاز به همکاری با نیروهای نظامی و امنیتی دارد تا مناطق پرخطر مثل وستیمن و ترکام را زیر نظر بگیرند و جلوی سودجویان را بگیرند تا هویت ملیمان در چاههای تاریک فرو نرود.
دیدگاهتان را بنویسید