اختصاصی باران شمال/ گروه سیاسی
در قلب مازندران، جایی که ساری با دیوارهای کهن و خیابانهای پرجنبوجوشش نماد تعادل میان سنت و مدرنیته است، شورای شهر دوره ششم به ایستگاه پایانی رسیده، اما کارنامهاش بیش از دستاوردها، پر از سایههای ناپایداری است. پنج سال، پنج شهردار و سرپرست رقمی که نه تنها در سطح استان، بلکه در کل کشور، ساری را در صدر جدول بیثباتی مدیریتی قرار میدهد. این چرخه تغییر، که هر شش ماه یکبار تکرار میشود، فراتر از یک ناهماهنگی ساده، به زخمی عمیق بر پیکره اداری شهر بدل شده و توسعه را در میانه راه معلق نگه داشته است.
برخی از اعضای شورا به دنبال تصاحب طبقه ۷عمارت
عضوهای شورا، که قرار بود نگهبانان منافع عمومی باشند، به جای غوطهور شدن در چالشهای روزمره شهر از انباشت زبالههای آلاینده در حاشیه رودخانهها تا آسفالتهای ناهموار کوچههای فرسوده و کمبود فضای سبز در محلههای پرجمعیت انرژیشان را صرف جلسات پرتنش و تصمیمگیریهای لحظهای کردهاند. پروژههایی که میتوانستند چهره ساری را دگرگون کنند، از بازسازی پارکهای مرکزی تا نوسازی سیستم حملونقل عمومی، حالا در گرد و غبار بیثباتی مدفون ماندهاند. هر تغییر مدیریتی، موجی از اختلال ایجاد میکند
قراردادها معلق میمانند، پرسنل در بلاتکلیفی دست و پا میزنند و اعتماد عمومی، که شکنندهتر از شیشه است، روزبهروز ترکدارتر میشود. این وضعیت، نه تنها پیشرفت را ترمز میزند، بلکه بستری برای ناکارآمدیهای پنهان فراهم میآورد، جایی که منابع مالی شهر به جای سرمایهگذاری در زیرساختها، درگیر هزینههای اداری و جبران عقبماندگیها میشود.
اما اوج این ناپایداری، در تصمیم اخیر شورا نهفته است
کاهش سقف اختیارات مالی شهردار از دو و نیم میلیارد تومان به سیصد میلیون تومان. این اقدام، که ظاهراً برای نظارت بیشتر بر هزینهها توجیه میشود، در عمل میتواند چرخدندههای روزمره شهرداری را از حرکت بیندازد. امور جاری، از تعمیرات اضطراری معابر تا پرداخت حقوق پرسنل میدانی، حالا با تأخیرهای طاقتفرسا روبرو خواهند شد و پروژههای نیمهکاره، که ساری را به سوی آیندهای روشنتر سوق میدادند، در انتظار تأییدهای لایهلایه معطل میمانند. تحلیلگران محلی این تصمیم را نه یک گام اصلاحی، بلکه حرکتی با رنگ و بوی سیاسی میدانند؛ جایی که منافع حزبی و رقابتهای درونی، بر اولویتهای مردمی غلبه کرده و شهر را به میدان بازیهای قدرت بدل ساخته است.
در این میان، شایعات و زمزمهها حول طبقه هفتم عمارت شهرداری آن بالکن نمادین قدرت که نماد تصمیمگیریهای کلان است
شدت گرفته. برخی از اعضای شورا، که ظاهراً به دنبال ثبات هستند، در عمل به نظر میرسد که چشم به تصاحب این جایگاه دوختهاند. این کشمکشها، که از جلسات خصوصی به فضای عمومی سرریز شده، نه تنها آرامش پرسنل شهرداری را برهم زده، بلکه به یک مسئله اجتماعی و حتی امنیتی بدل گشته؛ جایی که تنشهای درونی میتواند به اختلال در خدمات عمومی منجر شود. شورای شهر، که باید پلی میان مردم و مدیریت باشد، حالا به نمادی از تفرقه تبدیل شده و این بیثباتی، ساری را از پتانسیلهایش از گردشگری تاریخی تا اقتصاد محلی پررونق دور نگه میدارد.
در ماههای پایانی این دوره، فرصتی طلایی برای جبران وجود دارد، اما بدون تغییر در رویکردها، ساری در آستانه دوره بعدی، با میراثی از ناکارآمدی روبرو خواهد بود. بیثباتی مدیریتی، همچون خورهای خاموش، شهر را از درون میخورد و اگر مهار نشود، نه تنها پروژههای عمرانی، بلکه روح جمعی ساریان را نیز زخمی خواهد کرد. زمان آن رسیده که شورا، به جای بازیهای قدرت، به سوی همگرایی گام بردارد و ساری را از این سراشیبی نجات دهد شهری که شایسته آرامش و پیشرفت است، نه آشوب و تعویق.
دیدگاهتان را بنویسید