اختصاصی باران شمال/ مسعودتاجیک
تصور کنید جوانی با دستانی چون دیوارهای استوار، زیر آسمان مازندران سبز، رویاها را با هر سیو پاس میداد؛ ابوالفضل روحی، آن دروازهبان ۱۸ ساله تیم شهدای بابلسر و عضوی از کاروان طلایی تیمهای پایه ملی ایران، ناگهان در سکوت یک لحظه، قلبش ایستاد. نه در میانه طوفان یک مسابقه، بلکه در آرامش روزمرهای که باید پر از خندههای همتیمیها و آرزوهای بزرگ بود. ابوالفضل، نماد شور جوانی و تعصب به پیراهن سبز، رفت و با خودش تکهای از امید فوتبال ایران را برد – تکهای که حالا جامعه ورزش را به عزایی بیپایان فرو برده، جایی که هر پست در شبکههای اجتماعی، هر یادآوری، اشکی تازه میریزد. او نه فقط یک گلر بود، بلکه پلی به آیندهای روشن؛ پلی که حالا شکسته، و ما را وامیدارد تا بپرسیم: چرا چنین گلهای نابی، پیش از شکفتن، پژمرده میشوند؟
چرا ایست قلبی، این دزد خاموش، جوانان ورزشکار را میرباید؟
این سؤال، چون خنجری بر دل هر عاشق ورزش فرو میرود. ایست قلبی در جوامع جوان و پرانرژی، نه تصادفی است و نه نادر؛ زنگ خطری است برای قلبی که زیر فشار تمرینات سنگین، گاهی فریادهای پنهانش را نادیده میگیریم. شایعترین قاتلان خاموش در ورزشکاران جوان زیر ۳۵ سال، ضخیم شدن دیواره قلب که ریتم را به هم میریزد و در اوج فعالیت، قلب را به زانو درمیآورد. ناهنجاریهایی که از هر ۵۰ هزار ورزشکار، یکی در سال قربانی میشود – نه از خستگی، بلکه از بیماریهای پنهان که با تستهای ساده مثل اکوکاردیوگرافی یا نوار قلب، قابل کشفاند. سبک زندگی مدرن هم دست به یغما میزند: سیگار، غذاهای چرب، استرسهای عصبی، و حتی ضربههای ناگهانی به قفسه سینه در حین بازی. ابوالفضل، این استعداد درخشان، قربانی همین سایههای نادیده شد؛ هشداری تلخ که میگوید، پشت هر لبخند در زمین چمن، ممکن است قلبی زخمی پنهان باشد. چرا منتظر فاجعهایم؟ چرا غربالگری سالانه برای همه جوانان ورزشکار، اجباری نیست؟ این مرگها، نه سرنوشت، که غفلتاند – و هر کدام، دری از اندوه بر جامعه ورزش میگشاید.
نویدهایی در میان غم
جامعه ورزش، در سوگ ابوالفضل، چشم به مسئولان دوخته؛ و خوشبختانه، صداهایی از بالا برخاسته که نوید پیگیری میدهد. فدراسیون فوتبال ایران، این نهاد مادر، با پیام تسلیتی رسمی، ضایعه را به خانواده و اهالی فوتبال تسلیت گفت و تأکید کرد که “چنین حوادثی نباید تکرار شود”. اما فراتر از کلمات، بحث غربالگری سلامت اجباری برای ورزشکاران پایه ملی، دوباره بر سر زبانها افتاده – پیشنهادی که فدراسیون پزشکی ورزشی، با استناد به موارد مشابه، پیگیری میکند و خواستار تستهای قلبی سالانه برای همه استعدادهای جوان است. وزارت ورزش و جوانان هم، در واکنش به موج اعتراضات در شبکههای اجتماعی، قول بررسی پروتکلهای ایمنی را داده؛ از جمله تجهیز تیمهای محلی به دستگاههای دفیبریلاتور و آموزش اورژانس قلبی. این پیگیریها، هرچند دیرهنگام، چون نوری در تاریکی عزا میدرخشد – امیدی که ابوالفضل، با رفتن ناگهانیاش، آن را برافروخت. جامعه ورزش منتظر است؛ نه فقط تسلیت، که عمل – عملی که قلبهای جوان را از ایستادن بازدارد.
همدردی صادق محرمی، سرپرست فدراسیون
در میان این اندوه، صدایی از اوج برخاست که دلها را لرزاند: صادق محرمی، سرپرست فدراسیون فوتبال ایران، در پیامی احساسی در شبکههای اجتماعی نوشت: “درگذشت ابوالفضل روحی، این جواهر جوان فوتبال مازندران، ضایعهای جبرانناپذیر است. او نماد تلاش و استعداد بود؛ قلبی که برای ایران میتپید و حالا ساکت شده. به خانوادهاش، همتیمیها و همه فوتبالدوستان تسلیت میگویم و قول میدهم فدراسیون با تمام قوا، برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی، غربالگری سلامت را اولویت قرار دهد. ابوالفضل، روحت شاد؛ تو زنده میمانی در هر سیوی که نسل بعد میکند.” این کلمات، نه فقط تسلیت، که عهدی است از یک مدیر رده بالا – عهدی که امیدواریم، به عمل بدل شود و سایه ایست قلبی را از دروازههای سبز ایران دور کند.
ابوالفضل روحی رفت، اما داستانش ماند؛ داستانی از شور جوانی، شکنندگی زندگی، و فریادی برای تغییر. جامعه ورزش، با اشک و عزم، پیش میرود – به یاد آن دستان باز، که حالا در آسمان، دروازههای امید را میپاسد. روحش شاد، و قلبهای ما، بیدارتر.
تسلیت به جامعه ورزشی بابلسر و هم تیمی هایش
دیدگاهتان را بنویسید