جمعه / ۱۲ دی / ۱۴۰۴ Friday / 2 January / 2026
×
در چند دهه گذشته، نفت نبض اقتصاد جهانی را در دست داشت و چالش‌های منطقه‌ای، درگیری‌های ژئوپلیتیکی و حتی جنگ‌های جهانی عمدتاً حول این سوخت سیاه می‌چرخید.
آینده از مسیر حفاری نفت نمی‌گذرد؛داده‌ها و فناوری قدرت نفت را در بازار انرژی می‌گیرند

به گزارش باران شمال، در چند دهه گذشته، نفت نبض اقتصاد جهانی را در دست داشت و چالش‌های منطقه‌ای، درگیری‌های ژئوپلیتیکی و حتی جنگ‌های جهانی عمدتاً حول این سوخت سیاه می‌چرخید. تا همین دو دهه پیش، نفت و گاز تعیین‌کننده تپش این نبض بودند؛ هر بحران در خلیج فارس یا روسیه، قیمت‌ها را بالا می‌برد و دلارهای نفتی در عرض چند روز تریلیون‌ها جابه‌جا می‌کرد. اما معادله دارد عوض می‌شود، آن‌هم نه با تصمیم سیاسی، بلکه با ریاضی ساده. کشورهای فاقد ذخایر نفتی، در بازار انرژی به صادرکنندگان خاص وابسته بودند، استقلال خود را از دست می‌دادند و زیر فشار قدرت‌های نفتی قرار می‌گرفتند. امروز بیش از ۸۰ درصد مردم جهان در کشورهای واردکننده سوخت فسیلی زندگی می‌کنند.
اما همین کشورها، طبق گزارش تازه سازمان ملل، می‌توانند با منابع تجدیدپذیر داخلی خود ۱۰ برابر تقاضای انرژی‌شان را تأمین کنند.
به بیان دیگر، بیشتر جهان انرژی لازم برای استقلال را دارد؛ فقط باید آن را به برق تبدیل کند. با پیشرفت فناوری و ظهور انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر، این معادلات دگرگون شده است؛ جایی که جذابیت سوخت‌های فسیلی برای کشورهای غیرنفتی کمرنگ می‌شود و نقش نفت در تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی به حاشیه رانده می‌گردد.
در عوض، تکنولوژی، داده‌ها و نوآوری‌ها بر تخت قدرت تکیه زده‌اند.
نمونه بارز این تغییر، تنش‌های فزاینده میان آمریکا و چین بر سر تایوان است؛ درگیری‌ای که ریشه در کنترل فناوری‌های پیشرفته مانند چیپ‌های کامپیوتری دارد، نه در منابع نفتی یا انرژی. این تقابل نشان می‌دهد چگونه ابرقدرت‌ها اکنون بر سر تسلط بر دانش و نوآوری می‌جنگند، نه بر بشکه‌های نفت. با ترکیب خودروهای برقی، پمپ‌های حرارتی و انرژی‌های تجدیدپذیر، کشورها قادر خواهند بود ۷۰ درصد واردات سوخت فسیلی را کاهش دهند؛ یعنی سالانه بیش از ۱٫۳ تریلیون دلار صرفه‌جویی جهانی.
و همین عدد است که خواب را از چشم کارتل‌های نفتی ربوده است.
در همین حال، بیشتر کشورهای جهان از الگوهای سنتی مدیریت انرژی فاصله گرفته‌اند.
نیروگاه‌های مبتنی بر سوخت‌های فسیلی و هسته‌ای جای خود را به منابع پاک می‌دهند، خودروهای برقی جایگزین ناوگان‌های آلاینده می‌شوند و این گذار نه تنها آلودگی هوا و آسیب‌های زیست‌محیطی را کاهش می‌دهد، بلکه دست کارتل‌های بزرگ نفتی را که استقلال اقتصادی ملت‌ها را به بازی گرفته بودند، کوتاه می‌کند.
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران، یکی از نمونه‌های تاریخی دخالت این کارتل‌ها در سیاست‌های داخلی کشورهای نفت‌خیز است؛ اقدامی که هدفش تسلط بر منابع نفتی بود تا شرکت‌های غربی بتوانند آن را استخراج و به بنزین تبدیل کنند.
در این چرخه، نفت خام را از کشورهای جهان سوم با قیمت اندک می‌خرند و به صورت فرآورده‌های پالایشی مانند بنزین، با چند برابر قیمت به همان کشورها یا بازارهای جهانی می‌فروشند.
کشورهایی که دانش پالایش ندارند، از این سود کلان محروم می‌مانند و در دام یک اقتصاد مافیایی می‌افتند. کارتل‌های نفتی به انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر به چشم تهدیدی جدی می‌نگرند؛ تهدیدی که وابستگی سیاسی کشورها به آن‌ها را قطع می‌کند و راه را برای استقلال واقعی در حوزه انرژی هموار می‌سازد.
دوران جدیدی آغاز شده؛ جایی که «قدرت انرژی» نه در بشکه‌های نفت، بلکه در سلول‌های خورشیدی، باتری‌ها و نرم‌افزارهای هوشمند شبکه برق نهفته است. کارتل‌های نفتی دیگر می‌دانند آینده از آن کسانی است که به‌جای چاه نفت، در داده و فناوری حفاری می‌کنند.
ایران، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفتی، در آستانه از دست دادن این کارت ژئوپلیتیکی قرار دارد و این امر می‌تواند موقعیتش را تضعیف کند.
پیامی که یک دهه تکرار شد، دولت‌های دوازدهم و سیزدهم نشنیدند، دولت چهاردهم مجبور به شنیدن شد، اما با مدیریت سنتی به بیراهه بردش.
دولت‌های دوازدهم و سیزدهم به این روند چشم بستند، مدیریت سنتی را در بخش انرژی ادامه دادند و فرصت‌های گذار را نادیده گرفتند؛ رویکردی که عواقب سنگینی برای اقتصاد کشور به بار خواهد آورد.
با گسترش فناوری‌های نوین مانند سلول‌های خورشیدی و انرژی‌های پاک، تقاضای جهانی نفت رو به کاهش است و این افت نه تنها درآمدهای نفتی را کم می‌کند، بلکه قدرت سیاسی کشورهای وابسته به آن را که بر پایه نوسان قیمت نفت برای بازدارندگی ژئوپلیتیکی استوار بود
از بین می‌برد. بسیاری از کشورها در معادلات سیاسی، نظامی و اقتصادی، اهرم‌های کلیدی خود را از دست خواهند داد.

دولت چهاردهم اکنون در موقعیتی قرار دارد که باید رویکرد انرژی را دگرگون کند، از الگوهای سنتی بگریزد و به جریان جهانی نوآوری بپیوندد. این تغییر می‌تواند ایران را در آینده‌ای نزدیک به جمع ابرقدرت‌ها برساند.
کنار گذاشتن سوخت‌های فسیلی، نیازمند جذب سرمایه‌های داخلی و خارجی است و دولت می‌تواند با اصلاحات اقتصادی، بستر آن را فراهم کند؛ اصلاحاتی که چارچوب‌های فکری، نگرش‌ها و سیاست‌ها را نسبت به اقتصاد، امنیت انرژی و استقلال دگرگون سازد. در این پارادایم نوین، حفاری در داده‌ها و فناوری‌ها اهمیت بیشتری نسبت به چاه‌های نفت پیدا می‌کند.
هوش مصنوعی، کامپیوترهای کوانتومی، سلول‌های خورشیدی، خودروهای برقی و توربین‌های بادی، با نفت کار نمی‌کنند؛ آن‌ها بر پایه داده‌ها، اطلاعات و نوآوری‌ها پیش می‌روند و خود را گسترش می‌دهند. این فناوری‌ها، آینده‌ای را رقم می‌زنند که در آن، قدرت واقعی نه در عمق زمین، بلکه در مدارهای دیجیتال نهفته است.
‌آینده از آن کسانی است که به‌جای چاه نفت، در داده و فناوری حفاری می‌کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *