جمعه / ۱۲ دی / ۱۴۰۴ Friday / 2 January / 2026
×
باران شمال از فاصله عمیق ایران با استانداردهای جهانی فضای آموزشی و ورزشی گزارش می‌دهد

صدای مرگ تدریجی؛ وقتی کلاس درس نفس کم می‌آورد

آموزش و پرورش، نهادی که باید نقطه آغاز توسعه و پیشران تحرک اجتماعی باشد، سال‌هاست در ایران به صحنه‌ای از فرسودگی خاموش بدل شده است. سیستمی که قرار بود آینده را بسازد، امروز زیر بار کمبود منابع، سیاست‌گذاری‌های ناپیوسته و بی‌توجهی مزمن به زیرساخت‌های پایه، آرام و بی‌صدا تحلیل می‌رود. آمارهای رسمی و گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد تصویری که از مدرسه ایرانی ترسیم می‌شود، بیش از آنکه نویدبخش باشد، هشداردهنده است.
صدای مرگ تدریجی؛ وقتی کلاس درس نفس کم می‌آورد
  • کد نوشته: 56819
  • آذر ۵, ۱۴۰۴
  • بدون دیدگاه
  • اختصاصی باران شمال / امیرحسین دودی

    آموزش و پرورش، نهادی که باید نقطه آغاز توسعه و پیشران تحرک اجتماعی باشد، سال‌هاست در ایران به صحنه‌ای از فرسودگی خاموش بدل شده است. سیستمی که قرار بود آینده را بسازد، امروز زیر بار کمبود منابع، سیاست‌گذاری‌های ناپیوسته و بی‌توجهی مزمن به زیرساخت‌های پایه، آرام و بی‌صدا تحلیل می‌رود. آمارهای رسمی و گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهد تصویری که از مدرسه ایرانی ترسیم می‌شود، بیش از آنکه نویدبخش باشد، هشداردهنده است.

    ایران سالانه حدود چهار میلیارد دلار برای آموزش و پرورش هزینه می‌کند؛ رقمی که تقریباً به‌طور کامل صرف پرداخت حقوق بیش از یک میلیون معلم و کارمند می‌شود. حاصل این ساختار بودجه‌ای روشن است: سهم ناچیزی برای نوسازی مدارس، توسعه فضاهای آموزشی و ایجاد زیرساخت‌های ورزشی باقی می‌ماند. در چنین شرایطی، سرانه‌های آموزشی و ورزشی نه‌تنها بهبود نمی‌یابند، بلکه فاصله آن‌ها با استانداردهای جهانی روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شود؛ فاصله‌ای که مستقیماً کیفیت یادگیری و سلامت جسمی دانش‌آموزان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    مقایسه‌ها تصویر روشنی از این عقب‌ماندگی ارائه می‌دهد. سهم بودجه ورزش از تولید ناخالص داخلی در ایران تنها ۰.۱ تا ۰.۲ درصد است؛ در حالی که این رقم در اتحادیه اروپا به ۰.۳ تا ۰.۵ درصد و در کشورهای عضو OECD به ۰.۴ تا ۰.۶ درصد می‌رسد. به بیان دیگر، ایران ۵۰ تا ۷۰ درصد کمتر از میانگین جهانی و تا ۷۰ درصد کمتر از کشورهای پیشرفته برای ورزش هزینه می‌کند. در سرانه هزینه واقعی سالانه نیز شکاف عمیق‌تر می‌شود؛ جایی که ایران با ۱ تا ۲ دلار برای هر نفر، فاصله‌ای چندده‌برابری با کشورهای توسعه‌یافته دارد. سرانه فضای ورزشی نیز همین وضعیت را بازتاب می‌دهد: ۰.۸۴ مترمربع برای هر نفر در ایران، در برابر ۲ تا ۳ مترمربع در کشورهای پیشرفته.

    در حوزه آموزش نیز شرایط تفاوت چندانی ندارد. سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی در ایران حدود ۳ درصد برآورد می‌شود؛ در حالی که این سهم در اروپا و کشورهای OECD به حدود ۵ درصد می‌رسد. سرانه هزینه واقعی سالانه برای هر دانش‌آموز در ایران ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار است؛ رقمی که در کشورهای در حال توسعه به ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار و در کشورهای پیشرفته به چند هزار دلار افزایش می‌یابد. حتی در شاخص سرانه فضای آموزشی نیز ایران با ۵.۲ تا ۵.۳ مترمربع برای هر دانش‌آموز، از استاندارد ملی خود عقب مانده است.

    این اعداد صرفاً داده‌های آماری نیستند؛ بلکه روایت روزمره دانش‌آموزانی‌اند که در کلاس‌های شلوغ، مدارس فرسوده و بدون حداقل امکانات ورزشی تحصیل می‌کنند. پژوهش‌های فاطمه مقدسی در کتاب «آموزش در پاورقی» نشان می‌دهد توسعه هدفمند فضاهای آموزشی و ورزشی، در صورت مداخله مستقیم و مؤثر دولت، می‌تواند تا ۴۰ درصد فرصت یادگیری طبقات پایین جامعه را افزایش دهد؛ ظرفیتی که مستقیماً با کاهش شکاف طبقاتی و بهبود عدالت آموزشی پیوند خورده است.

    با این حال، سیاست غالب دولت‌ها در دهه‌های گذشته، واگذاری مسئولیت ساخت مدارس و فضاهای ورزشی به خیرین و بخش خصوصی بوده است. نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری توسعه‌ای نامتوازن و ناعادلانه است؛ مناطقی که از حضور خیرین برخوردارند، حداقل‌هایی را تجربه می‌کنند و مناطقی مانند سیستان‌وبلوچستان و کردستان، همچنان در خط فقر آموزشی و ورزشی باقی می‌مانند. این مسیر، عملاً مسئولیت حاکمیتی دولت را کمرنگ کرده و با روح قانون اساسی که آموزش را حقی عمومی می‌داند، در تضاد است.

    راه برون‌رفت چیست؟
    نخست، افزایش تدریجی و هدفمند سهم آموزش و ورزش از تولید ناخالص داخلی و رساندن آن به حداقل میانگین کشورهای در حال توسعه. دوم، تفکیک بودجه حقوق از بودجه زیرساخت تا نوسازی مدارس و ساخت فضاهای ورزشی قربانی هزینه‌های جاری نشود. سوم، بازگشت دولت به نقش محوری خود و پایان دادن به خصوصی‌سازی پنهان آموزش؛ به‌گونه‌ای که عدالت فضایی و منطقه‌ای در اولویت سیاست‌گذاری قرار گیرد. و در نهایت، تدوین یک برنامه ملی شفاف برای ارتقای سرانه‌های آموزشی و ورزشی با نظارت عمومی و رسانه‌ای.

    جمع‌بندی این داده‌ها یک پیام روشن دارد: ایران در سرانه هزینه و فضای آموزشی و ورزشی، در پایین‌ترین سطوح جهانی ایستاده است. فاصله‌ای چندبرابری با کشورهای مشابه و شکافی عمیق با کشورهای پیشرفته، آینده آموزش را با تهدیدی جدی روبه‌رو کرده است. کاهش این فاصله نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی فوری است؛ ضرورتی برای نجات نسلی که سرنوشتش در کلاس‌هایی رقم می‌خورد که اگر چاره‌ای برایشان اندیشیده نشود، صدای مرگ تدریجی‌شان رساتر خواهد شد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *