یادداشت اختصاصی باران شمال/ به قلم سیده سماء حسینی
سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی، اگر از سطح شعارهای کلیشهای عبور کند، نه یک نسخه بسته تاریخی، بلکه «امکانی زنده» برای زیستن معنادار در جهان پرآشوب معاصر است. جهانی که انسان در آن، میان سرعت، مصرفزدگی و بحران معنا سرگردان مانده و به دنبال الگویی است که هم ریشهدار باشد و هم پاسخگو به نیازهای امروز. در این میان، سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی میتواند روایتی بدیل ارائه دهد؛ روایتی که عقلانیت، اخلاق، خانواده، کار، زیبایی و معنویت را در یک منظومه واحد کنار هم مینشاند.
نخستین مؤلفه این سبک زندگی، نسبت متوازن میان دنیا و معناست. در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، کار و تلاش نه امری صرفاً اقتصادی، بلکه کنشی اخلاقی و عبادی تلقی میشود. نمونه عینی آن را میتوان در بسیاری از کسبوکارهای خانوادگی ایرانی دید؛ از کارگاههای تولیدی کوچک در شهرهایی مانند یزد و کاشان گرفته تا استارتاپهایی که با الهام از ارزشهای بومی، مسئولیت اجتماعی را جدی میگیرند. این نگاه، برخلاف الگوی سرمایهداری افراطی، سود را هدف نهایی نمیداند، بلکه آن را در خدمت کرامت انسانی تعریف میکند.
دومین مؤلفه، خانوادهمحوری هوشمندانه است. برخلاف تصور رایج، سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی به معنای نفی نقش اجتماعی فرد نیست، بلکه خانواده را بهعنوان هسته اصلی رشد فردی و اجتماعی میشناسد. در ایران، پدیدههایی مانند دورهمیهای خانوادگی، مراقبت بیننسلی و مشارکت جمعی در تصمیمگیریها، هنوز زندهاند. جالب آنکه در خارج از ایران نیز، برخی جوامع شرقی و حتی جریانهای نوپدید در غرب، دوباره به اهمیت خانواده بازمیگردند. افزایش محبوبیت «زندگی آهسته» (Slow Living) در اروپا یا گرایش به فرزندپروری آگاهانه، نشانههایی است که نشان میدهد جهان مدرن نیز به ضرورت بازسازی نهاد خانواده پی برده است؛ مفهومی که قرنها در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی وجود داشته است.
سومین بُعد، زیباییشناسی اخلاقمحور است. در سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی، زیبایی از معنا جدا نیست. معماری سنتی ایران، از خانههای حیاطدار تا مساجد تاریخی، نمونهای روشن از پیوند زیبایی، سادگی و کارکرد انسانی است. امروز نیز میتوان رد این نگاه را در طراحیهای نوین ایرانی دید؛ از گرافیک فرهنگی گرفته تا پوشاکی که تلاش میکند همزمان عفیف، کاربردی و زیبا باشد. در سطح جهانی، گرایش به طراحی مینیمال و پایدار (Sustainable Design) نشان میدهد که جهان معاصر نیز به سمت همان ارزشهایی حرکت میکند که در سنت ما ریشهدار بودهاند.
چهارمین مؤلفه، مسئولیت اجتماعی و همبستگی انسانی است. فرهنگ وقف، نذر، خیریه و کمکهای مردمی در ایران، جلوهای عینی از این سبک زندگی است. در بحرانهایی مانند زلزله یا همهگیری کرونا، حضور داوطلبانه مردم و گروههای جهادی، تصویری واقعی از سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی ارائه داد؛ سبکی که فرد را جدا از جامعه نمیبیند. نمونههای مشابه را میتوان در خارج از ایران نیز دید؛ مانند شبکههای مردمی کمکرسانی در ژاپن پس از سوانح طبیعی یا فعالیتهای داوطلبانه گسترده در برخی کشورهای اسکاندیناوی. تفاوت در اینجاست که در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، این رفتارها نه صرفاً یک وظیفه شهروندی، بلکه یک ارزش معنوی محسوب میشود.
در نهایت، سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی اگر بخواهد در دنیای امروز اثرگذار باشد، باید روایتپذیر، انعطافپذیر و الهامبخش شود. نه با تحمیل، بلکه با ارائه نمونههای موفق؛ نه با نوستالژی صرف، بلکه با بازخوانی خلاقانه سنت. این سبک زندگی، زمانی جهانی میشود که بتواند نشان دهد چگونه میتوان هم ایرانی بود، هم مسلمان، و هم انسانی معاصر با دغدغههای جهانی. چنین روایتی، نه فقط برای ایران، بلکه برای جهانی خسته از بیمعنایی، حرفی تازه برای گفتن دارد.
دیدگاهتان را بنویسید