جمعه / ۱۲ دی / ۱۴۰۴ Friday / 2 January / 2026
×
دستاورد اصلی انقلاب اسلامی در حوزه فناوری، شاید نه یک ماهواره یا یک دستاورد خاص، بلکه تغییر ذهنیت یک ملت باشد؛ ذهنیتی که باور کرد می‌توان در نظم ناعادلانه جهانی، مستقل ایستاد و تولیدکننده بود. مسیری که از «نمی‌شود» شروع شد، امروز به «می‌توانیم» رسیده و اگر هوشمندانه ادامه یابد، می‌تواند آینده‌ای فراتر از محدودیت‌ها بسازد.
از «تحریم» تا «تراشه»: روایتی از انقلاب اسلامی در جغرافیای فناوری

یادداشت اختصاصی باران شمال/ به قلم سیده سماء حسینی

انقلاب اسلامی ایران را نمی‌توان فقط با تغییر ساختار سیاسی توضیح داد؛ این انقلاب، معادله «قدرت» را در ذهن یک ملت بازنویسی کرد. یکی از مهم‌ترین میدان‌های این بازنویسی، فناوری بود؛ جایی که ایرانِ پیش از انقلاب، مصرف‌کننده‌ای وابسته و ایرانِ پس از انقلاب، بازیگری در حال تثبیت خود شد. مسیری که نه با دسترسی آزاد به منابع جهانی، بلکه دقیقاً در دل محدودیت، تحریم و فشار شکل گرفت.

پیش از انقلاب، فناوری وارد می‌شد؛ بدون انتقال دانش، بدون بومی‌سازی و بدون آینده. اما پس از انقلاب اسلامی، نگاه به فناوری تغییر کرد: فناوری به «مسئله بقا» تبدیل شد. همین تغییر نگاه، نقطه شروع حرکتی بود که امروز از آن با عنوان «پیشرفت علمی ایران» یاد می‌شود. پیشرفتی که اگرچه پرهزینه و دشوار بود، اما واقعی و ریشه‌دار است.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی، اعتماد به نیروی جوان و نخبه داخلی است. نسلی که نه در آزمایشگاه‌های مجهز غربی، بلکه در شرایط کمبود امکانات، پروژه‌های بزرگ را پیش برد. از فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز تا صنایع دفاعی، از نانو و زیست‌فناوری تا پرتاب ماهواره، ردپای یک گزاره مشترک دیده می‌شود: «ما می‌توانیم». این جمله اگرچه ساده به نظر می‌رسد، اما در فضای بین‌المللی نابرابر، یک موضع انقلابی تمام‌عیار است.

تحریم‌ها قرار بود موتور علم را خاموش کنند؛ اما در عمل، آن را به موتور خودکفایی تبدیل کردند. شکل‌گیری شرکت‌های دانش‌بنیان، رشد استارتاپ‌های فناورانه و گسترش اقتصاد دانش‌محور، محصول همین فشارهاست. امروز هزاران شرکت دانش‌بنیان در کشور فعال‌اند که نه‌تنها نیاز داخلی را تأمین می‌کنند، بلکه وارد بازارهای منطقه‌ای و جهانی شده‌اند. این یعنی انقلاب اسلامی توانسته «فناوری» را از شعار به سازوکار تبدیل کند.

نکته قابل‌توجه دیگر، گسترش عدالت علمی پس از انقلاب است. توسعه دانشگاه‌ها در سراسر کشور، افزایش دسترسی جوانان مناطق مختلف به آموزش عالی و شکسته‌شدن انحصار علم در پایتخت، بخشی از همان نگاهی است که فناوری را حق ملت می‌داند، نه امتیاز یک طبقه خاص. امروز نخبه علمی می‌تواند از هر نقطه ایران برخیزد و این، یک دستاورد تمدنی است.

البته روایت پیشرفت، بدون دیدن چالش‌ها ناقص است. فاصله میان دانشگاه و صنعت، بروکراسی‌های فرساینده، کندی تجاری‌سازی ایده‌ها و مسئله مهاجرت نخبگان، واقعیت‌هایی هستند که باید جدی گرفته شوند. اما تفاوت نگاه انقلابی با نگاه منفعلانه دقیقاً همین‌جاست: انقلاب اسلامی چالش را نقطه توقف نمی‌بیند، بلکه آن را میدان اصلاح و جهش می‌داند.

فناوری در گفتمان انقلاب اسلامی، صرفاً ابزار قدرت نیست؛ ابزار خدمت است. پیشرفت‌های پزشکی، تولید داروهای پیشرفته، فناوری‌های سلامت‌محور و نوآوری‌های مرتبط با حل مسائل واقعی مردم، نشان می‌دهد که فناوری اگر در مسیر درست قرار گیرد، می‌تواند مستقیماً کیفیت زندگی را ارتقا دهد. این همان نقطه‌ای است که «علم» با «مسئولیت اجتماعی» گره می‌خورد.

در نهایت، دستاورد اصلی انقلاب اسلامی در حوزه فناوری، شاید نه یک ماهواره یا یک دستاورد خاص، بلکه تغییر ذهنیت یک ملت باشد؛ ذهنیتی که باور کرد می‌توان در نظم ناعادلانه جهانی، مستقل ایستاد و تولیدکننده بود. مسیری که از «نمی‌شود» شروع شد، امروز به «می‌توانیم» رسیده و اگر هوشمندانه ادامه یابد، می‌تواند آینده‌ای فراتر از محدودیت‌ها بسازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *