چهارشنبه / ۲۸ مرداد / ۱۴۰۵ Wednesday / 19 August / 2026
×
امنیت در مازندران، با توجه به حجم بالای سفر، گستردگی جغرافیایی و تنوع جرائم، دیگر صرفاً با افزایش حضور فیزیکی نیروهای انتظامی تأمین نمی‌شود. پلیس استان در ماه‌های اخیر تلاش کرده است با ترکیب اقدامات پیشگیرانه، فناوری، مدیریت میدانی و توجه به وضعیت معیشتی کارکنان، الگوی تازه‌ای از پلیس‌داری را به اجرا بگذارد؛ الگویی که فرمانده انتظامی مازندران از آن با عنوان «امنیت هوشمند و خدمت‌محور» یاد می‌کند.
از کاهش تلفات جاده‌ای تا کشف قتل‌های ۲۰ ساله؛ پلیس مازندران از تغییر رویکرد خود از واکنش به پیشگیری می‌گوید
  • کد نوشته: 59332
  • آگوست 18, 2026
  • بدون دیدگاه
  • گروه اجتماعی/ خبرنگار: علی جلالی

    به گزارش پایگاه خبری باران شمال، سردار حسن مفخمی شهرستانی در آئین تجلیل از خبرنگاران، با تشریح عملکرد پلیس استان، از طراحی یک چرخه متقابل میان بهبود شرایط خدمت کارکنان و ارتقای عملکرد عملیاتی خبر داد. به گفته او، تأمین یک‌هزار و ۸۰۰ واحد مسکن سازمانی، افزایش اضافه‌کاری و توزیع سبدهای معیشتی، بخشی از اقداماتی بوده که با هدف کاهش دغدغه‌های کارکنان انتظامی دنبال شده است.

    این نگاه، در روایت فرمانده انتظامی مازندران، صرفاً یک سیاست رفاهی نیست؛ بلکه قرار است مستقیماً بر کیفیت عملکرد پلیس در میدان اثر بگذارد. نیرویی که با فشارهای معیشتی کمتری مواجه باشد، امکان تمرکز بیشتری بر مأموریت‌های انتظامی و خدمت‌رسانی خواهد داشت؛ موضوعی که در روزهای پرتردد استان اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

    آزمون بزرگ در جاده‌های پرتردد

    مازندران در ایام اوج سفر با یکی از پیچیده‌ترین مأموریت‌های انتظامی خود روبه‌رو است. میلیون‌ها مسافر در مدت کوتاهی وارد استان می‌شوند و همین مسئله، مدیریت ترافیک و پیشگیری از حوادث جاده‌ای را به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های عملکرد پلیس تبدیل می‌کند.

    فرمانده انتظامی مازندران از جابه‌جایی حدود ۳.۴ میلیون نفر در مقطع مورد اشاره خبر داده و گفته است که تغییر شیوه استقرار نیروها و خروج از رویکرد مقطعی به سمت حضور مستقیم‌تر در محورهای مواصلاتی، زمینه مدیریت بهتر ترافیک را فراهم کرده است.

    خروجی این تغییر رویکرد، کاهش ۹ درصدی شمار متوفیان و کاهش ۲۰ درصدی مجروحان حوادث رانندگی عنوان شده است؛ آماری که نشان می‌دهد هدف‌گذاری پلیس صرفاً افزایش برخوردهای انتظامی نبوده و کاهش خسارت انسانی در مرکز سیاست ترافیکی قرار گرفته است.

    در کنار حضور میدانی، توسعه و به‌روزرسانی دوربین‌های ثبت تخلف و تقویت همکاری با شهرداری‌ها برای پایش شهری نیز به‌عنوان بخش دیگری از این راهبرد دنبال شده است. ترکیب فناوری و حضور انسانی، مسیری است که می‌تواند پلیس سنتی را به سمت مدیریت هوشمندتر ترافیک سوق دهد.

    با این حال، پشت این آمارها، تصویری از فشار کاری نیروهای پلیس نیز وجود دارد. مفخمی شهرستانی از فعالیت مستمر برخی مأموران در طول ۱۸ شبانه‌روز و اقداماتی مانند توقف خودروها برای استراحت رانندگان سخن گفته است؛ رویکردی که نشان می‌دهد پیشگیری از تصادف الزاماً از مسیر جریمه عبور نمی‌کند و گاهی یک اقدام ساده انسانی می‌تواند از یک حادثه مرگبار جلوگیری کند.

    سرقت؛ معیار موفقیت فقط دستگیری نیست

    در حوزه جرائم مالی نیز پلیس مازندران تلاش کرده است شاخص ارزیابی عملکرد خود را از تعداد دستگیری‌ها فراتر ببرد. بازگرداندن اموال سرقت‌شده به صاحبان آنها، از نگاه فرمانده انتظامی استان، یکی از معیارهای اصلی موفقیت پلیس در مقابله با سرقت است.

    بر اساس آمار اعلام‌شده، ایجاد حلقه‌های امنیتی در ورودی‌های استان به شناسایی و دستگیری ۱۶۷ سارق حرفه‌ای غیربومی منجر شده و ۱۳ دستگاه خودروی مسروقه نیز کشف شده است.

    این رویکرد نشان می‌دهد که مقابله با سرقت در استانی مانند مازندران، تنها به محدوده شهری محدود نیست و کنترل مسیرهای ورودی و خروجی، شناسایی مجرمان حرفه‌ای و ایجاد ارتباط میان اطلاعات انتظامی، بخش مهمی از زنجیره مقابله با این جرم را تشکیل می‌دهد.

    پرونده‌های قدیمی هنوز بسته نشده‌اند

    یکی از بخش‌های قابل توجه سخنان فرمانده انتظامی مازندران به پرونده‌های قتل اختصاص داشت؛ پرونده‌هایی که گذشت زمان نتوانسته آنها را از چرخه رسیدگی خارج کند.

    به گفته مفخمی شهرستانی، با وجود افزایش ۱۰ درصدی وقوع قتل، نرخ کشف این جرائم به بیش از ۱۰۰ درصد رسیده است. کشف پرونده‌های قدیمی و شناسایی قاتلان حوادثی که حتی دو دهه از وقوع آنها گذشته، نشان می‌دهد پرونده‌های جنایی برای پلیس الزاماً با گذشت زمان از اولویت خارج نمی‌شوند.

    البته افزایش وقوع قتل، در کنار رشد نرخ کشف، همچنان یک هشدار اجتماعی محسوب می‌شود. پلیس ممکن است در مرحله کشف و دستگیری عملکرد بالایی داشته باشد، اما کاهش ریشه‌ای قتل نیازمند مداخله در مرحله‌ای پیش‌تر از وقوع جرم است.

    خشونت؛ مسئله‌ای فراتر از پلیس


    فرمانده انتظامی مازندران، بخشی از قتل‌های استان را ناشی از فرهنگ خشونت و ضعف در مدیریت خشم دانسته و سهم این عوامل را حدود ۶۰ درصد اعلام کرده است.

    این بخش از سخنان او، پرونده قتل را از یک موضوع صرفاً انتظامی به یک مسئله اجتماعی تبدیل می‌کند. پلیس می‌تواند قاتل را شناسایی و دستگیر کند، اما نمی‌تواند به‌تنهایی فرهنگ خشونت، ضعف مهارت‌های کنترل خشم یا زمینه‌های اجتماعی منجر به نزاع را اصلاح کند.

    از همین منظر، نقش دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی در پیشگیری از خشونت اهمیت پیدا می‌کند. آموزش مهارت‌های کنترل خشم و گفت‌وگو، افزایش آگاهی عمومی و شکل‌گیری کمپین‌های اجتماعی می‌تواند بخشی از بار پیشگیری را از دوش پلیس بردارد؛ چراکه موفقیت واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که جرم پیش از وقوع متوقف شود.

    جبهه تازه پلیس در فضای مجازی

    کلاهبرداری‌های سایبری نیز یکی دیگر از عرصه‌هایی است که مقابله با آن تنها از مسیر اقدامات انتظامی امکان‌پذیر نیست. پیچیده‌تر شدن شیوه‌های کلاهبرداری و سوءاستفاده از اعتماد کاربران، آموزش عمومی را به یکی از مهم‌ترین ابزارهای پیشگیری تبدیل کرده است.

    تأکید پلیس بر استعلام هویت افراد و توجه به هشدارهای بانکی، نشان می‌دهد بخشی از امنیت سایبری در نهایت به رفتار شهروندان وابسته است. در این میان رسانه‌ها می‌توانند نقش واسطه‌ای مؤثر میان پلیس و افکار عمومی داشته باشند و هشدارهای پیشگیرانه را پیش از آنکه یک شهروند قربانی شود، به دست او برسانند.

    از پلیس واکنشی تا پلیس پیشگیرانه

    آنچه از مجموعه اقدامات اعلام‌شده توسط فرمانده انتظامی مازندران برمی‌آید، تلاش برای تغییر تعریف امنیت است؛ امنیتی که قرار نیست تنها پس از وقوع جرم وارد عمل شود، بلکه باید با استفاده از داده، فناوری، حضور میدانی و آموزش عمومی، پیش از وقوع حادثه مداخله کند.

    کاهش تلفات جاده‌ای، برخورد با باندهای حرفه‌ای سرقت، کشف پرونده‌های قدیمی قتل و تلاش برای ارتقای وضعیت معیشتی کارکنان، بخش‌هایی از این تصویر هستند. اما تکمیل این زنجیره، به همکاری دستگاه‌هایی فراتر از پلیس نیاز دارد.

    مدیریت ترافیک، کاهش خشونت، مقابله با کلاهبرداری‌های سایبری و پیشگیری از جرم، موضوعاتی نیستند که بتوان آنها را پشت درهای یک سازمان حل کرد. شورای ترافیک، شهرداری‌ها، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی هر کدام بخشی از این زنجیره را در اختیار دارند.

    در چنین شرایطی، «امنیت هوشمند» زمانی از یک شعار سازمانی به یک واقعیت اجتماعی تبدیل می‌شود که شهروند نیز در آن سهم داشته باشد؛ از رعایت قوانین رانندگی و استراحت هنگام خستگی گرفته تا شناخت شیوه‌های کلاهبرداری و کنترل خشم در لحظه‌ای که یک اختلاف ساده می‌تواند به حادثه‌ای جبران‌ناپذیر تبدیل شود.

    پلیس می‌تواند حلقه نخست و آخر بسیاری از این بحران‌ها باشد، اما امنیت پایدار در نهایت محصول همکاری مجموعه‌ای از نهادها و شهروندانی است که پیشگیری را به اندازه برخورد جدی می‌گیرند. شاید مهم‌ترین دستاورد یک پلیس خدمت‌محور نیز همین باشد؛ اینکه امنیت از یک مأموریت سازمانی، به یک مسئولیت عمومی تبدیل شود.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *