شنبه / ۱۴ شهریور / ۱۴۰۵ Saturday / 5 September / 2026
×
هفتصد هزار تومان؛ این رقمی بود که گره‌های زندگی زهرا را باز می‌کرد و همان طلاهایی که در دستانش بود، می‌توانست راه حلی برای این نیاز باشد. اما زهرا مجیدیان زنگتی، بانوی دارای معلولیت ساروی، در آزمون بزرگ‌تری شرکت کرد. او که در کنار مصلی ساری گنجی از طلا یافته بود، به‌جای معاوضه وجدانش با نیاز، شرافت را انتخاب کرد تا ثابت کند بزرگی روح، هیچ سنخیتی با توان جسمی ندارد.
طلا در برابر شرافت یک معلول بانو؛ طلاهایی که با وجدان معامله نشد
  • کد نوشته: 59471
  • سپتامبر 3, 2026
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش پایگاه خبری باران شمال به نقل از کرانه، زهرا مجیدیان زنگتی، بانوی دارای معلولیت، در روز دوشنبه، در کنار مصلی ساری، پکی از طلا پیدا کرد؛ گوشواره، انگشتر و گردنبندی از طلا در آن بود. وی در همان روز، خودش به ۷۰۰ هزار تومان پول نیاز داشت. اما اینجا، قصه طلاها نیست؛ قصه انتخاب یک انسان است.

    زهرا می‌توانست نیاز خودش را با این طلاها برطرف کند؛ اما نکرد. آنها را به مؤسسه صنایع‌دستی دبیران سپرد تا صاحبشان پیدا شود.
    و صاحب طلاها پیدا شد؛ بانوی بازنشسته ساروی که وقتی امانتداری زهرا را دید، برای تشکر راهی خانه او در نکا شد و در ازای کار شایسته و انسانی، گردنبند خودش را به زهرا هدیه کرد.

    اما حقیقت این است که زهرا آن روز چیزی را پیدا نکرد؛ او چیزی را نشان داد که خیلی‌ها گم کرده‌اند: شرافت.
    معلولیت، اگرچه ممکن است بخشی از توان جسم را محدود کند، اما هرگز نمی‌تواند اراده، عزت نفس و بزرگی یک انسان را محدود کند.
    زهرا آن روز ثابت کرد که آدم‌ها را نباید با آنچه نمی‌توانند انجام دهند سنجید؛ باید با انتخاب‌هایی که در سخت‌ترین لحظه‌ها می‌کنند شناخت.

    او به ۷۰۰ هزار تومان نیاز داشت؛ اما حاضر نشد به بهای آن، وجدانش را بفروشد. و چه زیبا که صاحب طلاها، به جای تشکر با چند کلمه، بخشی از همان طلایی را که بازگشت، به او سپرد؛ گردنبندی که حالا دیگر فقط یک قطعه طلا نیست. مدال کوچکی است بر گردن زنی که در آزمون انسانیت، سربلند بیرون آمد.
    زهرا مجیدیان زنگتی، آن روز شاید طلا پیدا کرد؛اما چیزی که به دست آورد، بسیار باارزش‌تر بود. بعضی آدم‌ها با دارایی‌شان بزرگ نمی‌شوند؛ با انتخابی که در لحظه نیاز می‌کنند، بزرگی‌شان را ثابت می‌کنند.

    برای روزنامه کرانه، این اتفاق فقط یک خبر نبود؛ روایتی بود از انسانی که در یک لحظه سخت، می‌توانست به نیاز خودش فکر کند، اما انسانیت را انتخاب کرد.
    به همین دلیل، روزنامه کرانه، با احترام به این بانوی بزرگوار، با انتشار این روایت انسانی، تقدیری کوچک در برابر بزرگی کاری که او انجام داده است.
    معلولیت شاید بخشی از توان جسمی انسان را محدود کند، اما نمی‌تواند شرافت، عزت و بزرگی روح او را محدود کند.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *