اختصاصی باران شمال/ تنظیم خبر مجتبی شیرازی
به گزارش پایگاه خبری باران شمال، در روزهایی که مدیریت شهری با چالشهای زیرساختی و توسعهای روبروست، غیاب شوراها، تنها یک خلاء اداری نیست، بلکه نقص در فرآیند مشارکت اجتماعی است.
مدتهاست که سایهی سنگین جنگ و شرایط بحرانی، چرخهای دموکراسی محلی را متوقف کرده است. انتخابات شورای شهر و روستا، که قرار بود جانی تازه به پیکره مدیریت شهری و روستایی ببخشد، اکنون در هالهای از ابهام قرار گرفته است. اگرچه شنیدهها از احتمال برگزاری انتخابات در ماههای آینده، از جمله ماه مهر، حکایت دارد، اما عدم اعلام تاریخ قطعی از سوی نهادهای ذیصلاح، نوعی «بلاتکلیفی ساختاری» را در میان نهادهای اجرایی و مردم ایجاد کرده است.
ضرورت شورا؛ فراتر از یک نهاد نظارتی
باید پرسید چرا بازگشت شوراها تا این حد حیاتی است؟ شوراها صرفاً مجموعهای از افراد برای تایید تصمیمات نیستند؛ آنها پل ارتباطی میان نیازهای ملموس مردم (از اصلاح معابر و مدیریت پسماند گرفته تا توسعه گردشگری) و بدنه اجرایی شهرداری هستند. در نبود شورا، فرآیند «پاسخگویی» دچار اختلال میشود. وقتی نماینده منتخب مردم در محله یا روستا حضور نداشته باشد، مطالبات کسبه، شهروندان و روستاییان، در لایههای پیچیده اداری گم میشود.
نقد مدیریت بدون نظارت
یکی از بزرگترین آسیبهایی که در دوران نبود شوراها مشاهده میشود، ضعف در «نظارت بر کارکرد شهرداریها» است. مدیریت شهری بدون نظارتِ برگزیده، مستعد حرکت در مسیرهای تکبعدی است. شوراها وظیفه دارند از عدالت در توزیع بودجه و اولویتبندی پروژهها اطمینان حاصل کنند. بدون این نظارت، خطر تمرکز قدرت در بدنه اجرایی و فاصله گرفتن تصمیمات از واقعیتهای زیستی مردم، افزایش مییابد.
در مناطق بافت تاریخی یا روستاهای در حال توسعه، این خلاء حتی جدیتر است. مدیریت زیرساختها در این مناطق نیازمند نگاهی است که هم «توسعه» را بشناسد و هم «میراث» را؛ نگاهی که تنها از طریق بازنمایی منافع جامعه محلی در جلسات شورا میسر میشود.
از ابهام تا ضرورت اقدام
شایعهی برگزاری انتخابات در مهرماه، باید با یک برنامهریزی دقیق همراه باشد. نباید اجازه داد این انتخابات صرفاً به یک «وظیفه قانونی» تبدیل شود؛ بلکه باید بستری فراهم گردد تا شوراها با توانمندی بالا و با درکی از چالشهای روز (از مدیریت بحران گرفته تا توسعه پایدار)، وارد میدان شوند.
بنابراین باید گفت: زمان نباید تنها به گذشت روزها و ماهها سپری شود؛ بلکه باید به فرصتی برای بازنگری در کارکرد نهادهای محلی تبدیل گردد. مردم منتظر هستند تا دوباره «صدای خود» را در مجالس تصمیمگیری بشنوند. تأخیر در برگزاری انتخابات، تنها یک تأخیر زمانی نیست، بلکه تأخیر در تحقق حق مشارکت و نظارت مردمی است که هزینه آن، راهحلهای مقطعی و عدم توسعه پایدار خواهد بود.
دیدگاهتان را بنویسید