جمعه / ۲۴ مهر / ۱۴۰۵ Friday / 16 October / 2026
×
بعضی مسئولیت‌ها با حکم آغاز نمی‌شوند؛ ریشه در باور آدم‌ها دارند و پیش از آنکه عنوانی به آنان داده شود، در زندگی‌شان جریان پیدا کرده‌اند. در هیاهوی مسئولیت‌ها، میان جلسه‌ها، تصمیم‌ها و دغدغه‌های اداره یک استان، گاهی یک لبخند کودکانه می‌تواند معنای همه این تلاش‌ها را به یادمان بیاورد؛ اینکه در پسِ هر مسئولیت، انسان‌هایی ایستاده‌اند که بیش از هر چیز به دیده‌شدن، شنیده‌شدن و احساس امنیت نیاز دارند.
۳۰۰ فرزند و یک عهد ماندگار؛ از مسئولیت انسانی تا مسئولیت استانی تعهد‌ی فراتر از جایگاه

یادداشت اختصاصی باران شمال/ به قلم زهرا بشیری روزنامه‌نگار و کارشناس علوم سیاسی

بعضی مسئولیت‌ها با حکم آغاز نمی‌شوند؛ ریشه در باور آدم‌ها دارند و پیش از آنکه عنوانی به آنان داده شود، در زندگی‌شان جریان پیدا کرده‌اند.
در هیاهوی مسئولیت‌ها، میان جلسه‌ها، تصمیم‌ها و دغدغه‌های اداره یک استان، گاهی یک لبخند کودکانه می‌تواند معنای همه این تلاش‌ها را به یادمان بیاورد؛ اینکه در پسِ هر مسئولیت، انسان‌هایی ایستاده‌اند که بیش از هر چیز به دیده‌شدن، شنیده‌شدن و احساس امنیت نیاز دارند.

گاهی یک تصویر ساده، معنایی فراتر از تمام عنوان‌های رسمی دارد؛ تصویر کودکی که دستش را در دست یک بزرگ‌تر گذاشته و بی‌آنکه به جایگاه اجتماعی او فکر کند، از حضور و محبتش احساس آرامش می‌گیرد.
اما وقتی سخن از سرپرستی ۳۰۰ کودک یتیم به میان می‌آید، آنچه اهمیت دارد، صرفاً تعداد کودکانی نیست که زیر چتر حمایت قرار گرفته‌اند؛ بلکه باید به نقطه آغاز این مسئولیت نگاه کرد.

استاندار مازندران، پیش از آنکه مسئولیت اداره این استان را بر عهده بگیرد، پزشکی متخصص و فوق‌تخصص بود و به همراه همسر خود، سرپرستی ۳۰۰ کودک یتیم را پذیرفته بود. این مسئولیت، نه حاصل حضور در یک جایگاه مدیریتی، بلکه بخشی از مسیر زندگی او و خانواده‌اش پیش از ورود به مسئولیت استانداری بوده است.

این تفاوت، ظریف اما معنادار است.
گاهی یک مسئولیت، انسان را به انجام وظایفی تازه فرامی‌خواند؛ اما گاهی انسان با مجموعه‌ای از باورها و تعهدات انسانی وارد مسئولیت می‌شود که از سال‌ها پیش در زندگی او شکل گرفته‌اند. در چنین نگاهی، تغییر جایگاه شغلی لزوماً به معنای آغاز یک مسئولیت انسانی نیست؛ بلکه فرصتی تازه برای ادامه همان تعهد در عرصه‌ای گسترده‌تر است.

پزشکی، حرفه‌ای است که با رنج انسان و تلاش برای بهبود زندگی او پیوند دارد. بااین‌حال، حمایت از کودکانی که به پشتوانه عاطفی و اجتماعی نیاز دارند، مسئولیتی فراتر از یک حرفه یا موقعیت شغلی است؛ مسئولیتی که استمرار آن، توجه به نیازهای مادی و عاطفی کودکان و پاسداشت کرامت آنان را می‌طلبد.
در این میان، سرپرستی ۳۰۰ کودک، پیش از آنکه موضوعی برای روایت یک چهره مدیریتی باشد، یادآور واقعیتی اجتماعی است: کودکانی وجود دارند که برای ساختن آینده‌ای روشن، به حمایت خانواده‌ها، نهادهای مسئول و جامعه نیازمندند. توجه به آنان نباید به یک مناسبت یا حضور یک فرد محدود بماند؛ بلکه باید به فرهنگی پایدار در جامعه تبدیل شود.

این همراهی، فارغ از عنوان و جایگاه اداری، یادآور حقیقتی ساده اما عمیق است: ارزش مسئولیت، تنها به تصمیم‌هایی نیست که پشت میزهای مدیریتی گرفته می‌شود؛ گاهی در لبخند کودکی معنا پیدا می‌کند که احساس می‌کند در این جهان تنها نیست.

قرآن کریم در سوره ضحی، با لحنی سرشار از مهر، پیامبر اکرم(ص) را به یاد وضعیت یتیمی خویش می‌اندازد و می‌فرماید:
«أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَىٰ»
آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟ (سوره ضحی، آیه ۶)
این آیه، یادآور جایگاه پناه‌دادن و حمایت از انسانی است که در آغاز زندگی، بخشی از تکیه‌گاه خود را از دست داده است. در فرهنگ اسلامی نیز، توجه به یتیم تنها به تأمین نیازهای مادی محدود نمی‌شود؛ حفظ عزت‌نفس، مهربانی، حمایت عاطفی و فراهم‌کردن فرصت رشد و بالندگی، از ابعاد مهم این مسئولیت انسانی است.
از این منظر، شاید عنوان «پدر استان» زمانی معنای عمیق‌تری پیدا کند که آن را نه یک لقب اداری، بلکه مفهومی برخاسته از مسئولیت‌پذیری بدانیم؛ مفهومی که در آن، توجه به مردم تنها در چارچوب وظایف سازمانی تعریف نمی‌شود و حمایت از کودکان نیز به مناسبات رسمی و جایگاه‌های مدیریتی وابسته نمی‌ماند.

البته پدری به وسعت یک استان، به معنای جایگزین‌کردن رابطه عاطفی با وظایف قانونی و اجرایی نیست. معنای آن، یادآوری این حقیقت است که در کنار برنامه‌های توسعه‌ای، تصمیم‌های اقتصادی و مسئولیت‌های مدیریتی، انسان و کرامت او باید همچنان در مرکز توجه قرار داشته باشد.
شاید مهم‌ترین نکته همین باشد: بعضی انسان‌ها با مسئولیت‌هایشان شناخته می‌شوند، اما برخی دیگر، پیش از آنکه مسئولیتی رسمی به آنان سپرده شود، بخشی از مسئولیت انسانی خود را پذیرفته‌اند.

سرپرستی ۳۰۰ کودک، اگرچه در زندگی یک خانواده جلوه‌ای از حمایت و تعهد است، در سطح جامعه می‌تواند یادآور وظیفه‌ای بزرگ‌تر نیز باشد؛ اینکه هیچ کودکی نباید به دلیل فقدان سرپرست، از فرصت برخورداری از محبت، امنیت، آموزش و آینده‌ای شایسته محروم بماند.
استانداری، جایگاهی برای خدمت به مردم است؛ اما پدری و حمایت از کودک، مفهومی است که از مرزهای جایگاه و منصب تعهدی می‌رود. وقتی این دو در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، آنچه بیش از هر عنوانی اهمیت دارد، استمرار تعهد به انسان‌هاست؛ تعهدی که آغاز آن را نباید در روز دریافت حکم جست‌وجو کرد.
زیرا بعضی مسئولیت‌ها را نمی‌توان با حکم آغاز کرد و با پایان یک دوره مدیریتی به پایان رساند؛ مسئولیت‌هایی که از باور انسان آغاز می‌شوند و با مهر، معنا پیدا می‌کنند.


آقای استاندار؛ شاید روزی مسئولیت استانداری به پایان برسد، میز مدیریت به دیگری سپرده شود و فصل تازه‌ای در زندگی اجرایی شما آغاز شود؛ اما پدری، از جنس مسئولیت‌هایی نیست که با پایان یک دوره اداری خاتمه یابد.
آن ۳۰۰ کودک، پیش از آنکه شما مسئولیت اداره یک استان را بر عهده بگیرید، در دایره مهر و حمایت شما و خانواده‌تان قرار داشتند؛ و این همان حقیقتی است که به این روایت، معنایی فراتر از یک عنوان مدیریتی می‌بخشد.

شما پیش از آنکه پدر یک استان خوانده شوید، پدر ۳۰۰ کودک بودید؛ و این پدری، با تغییر عنوان‌ها و جابه‌جایی جایگاه‌ها به پایان نمی‌رسد.
شاید زیباترین میراث یک انسان، نه عنوان‌هایی باشد که در دوره‌ای از زندگی بر دوش می‌کشد، بلکه دل‌هایی باشد که به حضورش امیدوار مانده‌اند؛ کودکانی که امروز و فردا، همچنان به مهر، حمایت و دست‌های پناه‌بخش نیاز دارند.

«مهر که ریشه بدواند، پایان یک فصل، پایان راه نیست؛ و چه نیک‌فرجام است مسیری که آغازش با مهر بوده و ادامه‌اش با وفاداری به همان عهد انسانی رقم می‌خورد.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *