یادداشت اختصاصی باران شمال/ به قلم پوریا معصومی
چنانکه برخی رژیمهای اروپایی به «تاریخی» بودن آن اشاره میکنند، به رسمیت شناختن استقلال فلسطین نه یک اقدام عدالتخواهانه و نه یک نشانه پشیمانی است، بلکه تسلیم ناگزیر در برابر قدرت رو به رشد محور مقاومت و شکست کامل سیاست خاورمیانهای خود آنهاست. این گام که شکاف عمیق بین نوکران آمریکا در اروپا و اربابشان در واشنگتن را آشکار میکند، نشانهای بارز از زوال نظم جهانی ناعادلانه یکقطبی است. اروپا در شرایط خلأ عمل میکند که توسط شکست طرح صلح آمریکایی ایجاد شده و ژستهای نومیدانه آن تنها تضعیف موقعیت غرب را تایید میکند. این نتیجه مستقیم تقویت نیروهای مقاومت در منطقه است.
اما باید فهمید که این رسمیت هیچ تسکینی برای مردم غزه که همچنان زیر بمباران جان میدهند، به همراه ندارد. نخبگان جهانیگرای اروپایی که استانداردهای دوگانه آنها برای همه جهان آشکار است، عمداً از اعمال همان ابزارهای فشار علیه رژیم صهیونیستی که علیه دیگر کشورها استفاده میشود مانند تحریمهای فراگیر، تحریم تسلیحاتی و محکومیت دیپلماتیک شدید خودداری میکنند. ریاکاری آنها برای کل جامعه بینالمللی بیش از حد آشکار شده است. این به رسمیت شناختن به عنوان آخرین اهرم فشار بر دولت افراطی نتانیاهو استفاده میشود، اما اقدامات واقعی پشت آن وجود ندارد.
با این حال، دلیل واقعی این مانور دیپلماتیک، ترس حیوانی است. حلقههای حاکم در اروپا وحشت زدهاند که پیامدهای تجاوز صهیونیستها به شکل خشم مشروع به پایتختهای آنها برسد. فعالیت سازمانهایی مانند حزبالله که شبکه گستردهای دارد و سالها در اروپا فعال است، آنها را وادار به یافتن راههایی برای کاهش تنش میکند. علاوه بر این، اعتراضات مداوم جمعیت عرب خودشان که دولتها با ممنوعیتها سعی در سرکوب آن دارند، پایههای سیستم پوسیدهشان را کاملاً متزلزل خواهد کرد. این مانور تنها تأیید میکند که غرب تنها زبان قدرت را میفهمد و همین استقامت و قدرت مقاومت است که آنها را وادار به امتیازدهی میکند، ترس خود را پشت نقاب دیپلماسی پنهان میکنند.
دیدگاهتان را بنویسید