به گزارش باران شمال، آرزو ولیپور اولین درسهایش را در آغوش اولین معلم شهید استان و مادری فرهیخته، که خود لباس مقدس معلمی را بر تن داشت آموخت.
هر چند که زمانی طولانی در مسند مدیرکلی و ریاست دانشگاه و رییس آموزش و پرورش بود اما هرگز هیچ منصبی از او زنی با نگرش سیاست های بدون درک واقعیتهای اجتماعی نساخت.
آری آرزو ولیپور جدا از جایگاه رییس دانشگاه و مدیرکل ، هنوز با افتخار خود را معلمی در مکتب پدر و مادر میداند. امروز به بهانه روز معلم و استاد گفتگوی دوستانه و بدون تعارفی را با او آغاز کردیم که با هم مرور می کنیم.
خانم ولیپور بدون مقدمه ، سوال خیلی از مخاطبان رو میپرسم: سالها به عنوان چهره ی موفق مدیریتی در استان و در برهه ای به عنوان تنها مدیرکل خانم استان فعالیت کردید . چه شد که در دو سال اخیر که میزان انتصابات زنان رو به افزایش است در عرصه مدیریتی ظاهر نشدید و ترجیح دادید کنار بایستید؟
_ قبل از شروع این گفتگو تمایل دارم ادای احترام کنم به مردم شریف استانم. زنان و دختران فهیم و مردان غیور و رشید که در این بحران های پیش آمده کشور رو سربلند کردند و برای اعتلای ایران عزیز در کنار هم شجاعانه و غیرتمندانه ایستادند.
در مورد سوالتون باید عرض کنم که هر چند در این مدت دارای منصب مدیریتی نبودم اما هرگز فعالیت های اجتماعی و سیاسیم کم نشد کمااینکه فرصتی پیش آمد که به مردم نزدیک تر شوم. اما اگر منظورتون قرار نگرفتن در لیست انتصابات هست باید عرض کنم که برای من بسیار با اهمیته که به مسائل و وجوهاتی از زندگی شخصی خودم که طی سالهای مدیریتی فرصت کمی برای پرداختن به آنها داشتم توجه بیشتری کنم. در برهه ای از زمان به این باور رسیدم که برخی از فرایندهایی که الان مجال طرحش نیست دارای منطق قابل قبولی در فضای مدیریتی نیست و سرعتگیر ایجاد میکنه برای تفکر خلاقانه و خدمت صادقانه، بنابراین ترجیح دادم که قدری از آن فضای نامناسب یا روحیاتم دور بمانم. کاملا خود خواسته و با مخالفت شدید مجموعه های بالادستی، اما تمایل بنده اینطور بوده.
شما بازنشسته پیش از موعد شدید با ۲۲ سال یعنی امکان داره دوباره به عرصه های مدیریت برگزدید؟
_ به طور قطع من به شخصه خودم رو دختر این انقلاب می دونم و برام مهمه که در هر مرحله از زمان که کشورم به خدمتم احتیاج داشت حاضر باشم. پدرم سالها کلاس درسی روبرپا کرد که هرگز تعطیل نشد و مادرم با وجودی که بازنشسته شدند اما هرگز رسالتش روترک نکرد و من فرزند این مادر و پدرم. اما خب اصولی دارم و خدمت کردن رو صرفا در مدیر بودن نمیبینم.
خانم دکترآنچه از سبک زندگیتون برمیاد اینه که رابطه بسیار خوبی با هنر دارید, کمی از درونیات و روحیه هنریتون بگید؟
_ خب شعر برای من چشمه ی زلالیه که هرگز نمی خشکه، رفیق لحظه های بیقراری و غم و شادیه. نقاشی هم به خصوص این روزها بسیار به آرامشم کمک میکنه ، هر روز قابی ترسیم میشه. یه روز در نظم و آراستگی و روزی در آشفتگی های روزمره .
من با هنر زندگی می کنم و به نظرم هنر برای میل ذاتی به زایش راهیه برای نزدیکی و ارتباط زیباتر با خدا.
در عین حال بخشی از وقتم رو روزانه ثابت برای ورزش و بخشی از وقتم شبها برای مطالعه و مقالات صرف میشه.
زندگی خصوصی تون تلفیقی از هنر، سیاست، مطالعه و ورزش هست و در عین حال یک بانو هستید. چطور تنظیم میکنید؟ تا جاییکه چارچوب شما حفظه و میتونید با مردم در میان بزارید، خوشحال میشیم بشنویم؟
_من حدود ۱۶ سال مستمر مدیر ارشد بودم و برای پرداختن به بسیاری از علاقه مندیهایم فرصت نداشتم.الحمدالله این شرایط در حال حاضر فراهمه.
با این توضیح که مدیر نبودن به معنای دور بودن از سیاست و فعالیتهای اجتماعی نیست
تفاوتش اینه که خودت زمانت رو مدیریت میکنی که چه زمانی برای چه کاری اختصاص بدی . و در واقع از محدودیت زمانی اداری خارجی.
در مورد هنر و ورزش و مطالعه، منافاتی با بانوی خانه بودن وجود نداره.و بچه ها کاملا همراهن.
چون همه ی این موارد به نشاط روح و روان کمک میکنند.
خانم دکتر میخوام بدون رودرواسی سوالی بپرسم، شما همیشه در ظاهر آرام اما در میادین مختلف فعال و پرشور هستید، چطور این آرامش و آن اکتیو بودن رو با هم بالانس میکنید؟ میتونه دلیلش این باشه که دغدغه های که روح و روان شما رو درگیر کنه ندارید, که همیشه دهنتون خلاق عمل میکنه؟
_ اینکه برداشت شما اینه که آرامش در رفتارم هست خوبه اما لزومی نداره که غصه ی آدم ها ،نقل قصه ی دیگران بشه.
یاد گرفتم رنج هام رو در دلم نگهدارم و با خدا معامله کنم
وقتی باورمون این باشه که خدا میبینه. شکوه کردن بی احترامی به اعتماد به خداست.
ضمن اینکه اگر دانه های دل آدم مثل انار پیدا بود , اونوقت بهتر میشد راجع به افراد قضاوت کرد.بگذریم
خانم دکتر این روزها که هفته معلم رو در پیش داریم، دلتون میخواد به چه کسانی تبریک بگید و بی تعارف تبریک گفتن چه کسی یا چه کسانی بیشتر از همه خوشحال تون میکنه؟
_خب طبق روال هر ساله اولین تبریکم به مادرمه که همواره معلمم بودن در این سالها و بعد به اساتید و همکاران عزیزم در دانشگاهها و همینطور دانشجو معلمان عزیزم ، چه آنهایی که الان دانشجو هستند و چه آنها که معلم شدند و در خدمت دانش آموزان هستند…
اما اینکه از تبریک چه کسی یا کسانی بیشتر خوشحال میشم، باید عرض کنم معمولا از چند روز مانده به این روز پیامهای محبت ارسال میشه و صمیمانه خوشحالم میکنه.
قدرشناسی و محبت دانشجویان، دوستان، همکاران، اساتید بسیار دلنشین و شیرینه.
امیدوارم که لایق اینهمه محبت باشم.
به نظرتون معلم بودن چه رنگیه؟
_معلم بودن به نظرم به رنگ سفیده. رنگی که خودش رنگین کمانی از رنگهاست. معلمی حرفه ایه که در آن باید به معنای واقعی عاشق باشی و سرشار از عاطفه و احساس. چه در مدارس چه دانشگاه. فرقی نداره
مهم اینه درک کنی کسانی در مقابلت نشستند که تشنه آموختن هستند و این مهارت تو به عنوان معلمه که چطور و با چه شیوه هایی آنچه باید رو منتقل کنی و فضای آموزش رو به فضای خواستنی و بانشاط تبدیل کنی
خانم دکتر فضای سیاسی امروز رو چطور میبینید؟
_ امروز کل کشور ، با هر نگاه و سلیقه و جریان در یک سمت ایستاده.
به جز عده ی محدودی که خب توسط همین مردم غربال میشن و از گردونه خارج میشن انشاالله.
این مدت همه ی مردم کاملا بیدار و هوشیار در میدان هستند و پیام بسیار روشنی به مسولین دادند.
مردم با گرایشهای مختلف و سلائق مختلف برای ایران به میدان آمدند تا غریبه و نامحرم نگاه حرامش رو به این آب و خاک نکنه.
همه یک تن و بدن هستیم زیر پرچم امیرالمومنین و تحت ولایت آقا امام زمان و گوش به فرمان مقام معظم رهبری …
این یک راه روشنه، مسیر سختیه اما پیروزی قطعیه.
در هیچ کجای دنیا چنین قدرتی وجود نداره.
قدرت برتر ایران قبل از موشک ها و تسلیحات نظامی ، مردم غیور و دلاورش هستند
و صحبت پایانی؟
_ یکی از ویژگیهای معلم و استاد اینه که در مراحل مختلف با نقش آفرینی موثر، هادی و راهنما باشه.
این روزها بیشتر از هر زمانی به جهاد تبیین اساتید محترم و معلمین بزرگوار نیازمندیم.
هر استاد و معلم با مخاطبان زیادی سرو کار داره که هر کدومشون میتوانند جمعی را هدایت و راهبری کنند.بنابراین به عنوان کوچکترین عضو این جامعه ی شریف و غیرتمند در دانشگاه و آموزش و پرورش ، و به عنوان فرزند کسی که از حوزه تعلیم و تربیت اولین نفری بود که جانش را فدای مردم و کشورش کرد عرض میکنم: همه با هم در کنار هم به خونخواهی رهبر شهیدمان تا پیروزی قطعی جبهه اسلام در مقابل کفر جهانی مصمم و محکم و یکصدا در میدان باشیم. امروز وجوهات مختلفی از میدان تعریف شده، سنگرها را خالی نگذاریم.
دیدگاهتان را بنویسید