اختصاصی باران شمال/ گروه فرهنگی/ لیلی کریمی
به گزارش پایگاه خبری باران شمال، روز عفاف و حجاب، تنها یک مناسبت در تقویم رسمی کشور نیست، بلکه یادآور یکی از مهمترین ساحتهای هویتی جامعه ایرانی است؛ ساحتی که به باور صاحبنظران، حفظ و تقویت آن صرفاً با توصیههای اخلاقی محقق نمیشود و نیازمند عزم ملی، برنامهریزی مستمر، هماهنگی نهادی و نقشآفرینی دقیق همه دستگاههای مسئول است. امروز موضوع عفاف و حجاب از یک مسئله فردی فراتر رفته و به موضوعی کلان در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و تمدنی تبدیل شده است؛ موضوعی که سیاستگذاری هوشمندانه، اقناعی و مستمر، ضامن موفقیت در آن است.
پیوند ناگسستنی عفاف با هویت ملی
روز ملی عفاف و حجاب، فرصتی برای بازخوانی این حقیقت اساسی است که عفاف و حجاب، فراتر از نوع پوشش، بخشی از منظومه هویت و اخلاق ملت ایران است. در این چارچوب، حجاب نمادی از صیانت فرهنگی، استحکام خانواده، احترام به کرامت انسانی و حفظ مرزهای ارزشی جامعه است. از همین منظر، مواجهه با این موضوع باید فراتر از برخوردهای مناسبتی و اقدامات مقطعی قرار گیرد.
عبور از رویکردهای شعاری و ورود به عرصه عملدر سالهای اخیر، کارشناسان اجتماعی تأکید کردهاند که مسئله عفاف و حجاب را نمیتوان تنها در قالب دستورالعملهای اداری مدیریت کرد. این مسئله اکنون به یکی از میدانهای مواجهه فرهنگی تبدیل شده است که نوع سیاستگذاری، کیفیت تولید محتوا، عملکرد نهادهای آموزشی و نحوه رفتار مدیران فرهنگی، در آن تعیینکننده است. بنابراین، روز عفاف و حجاب باید روز مطالبهگری از نهادهایی باشد که مکلف به پاسداری و تقویت این ارزش هستند.
رسالت دستگاههای فرهنگی و ضرورت اقناعنخستین مسئولیت در این حوزه متوجه دستگاههای فرهنگی کشور است. نهادهایی چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و سایر مراکز هنری و فرهنگی باید بپذیرند که دوران اقدامات صرفاً مناسبتی به پایان رسیده است. امروز جامعه، بهویژه نسل جوان، بیش از هر چیز نیازمند «اقناع» و «الگوهای جذاب» است. اگر نهادهای فرهنگی نتوانند زبان نسل امروز را بشناسند و روایتهای تأثیرگذار و هنرمندانه ارائه دهند، طبیعی است که در این رقابت فرهنگی با چالش مواجه خواهند شد.
نقش کلیدی رسانهها در روایتگری درست
رسانهها اعم از رسانه ملی، خبرگزاریها و مطبوعات، باید بدانند که دفاع مؤثر از عفاف و حجاب، نه با تکرار جملات کلیشهای، بلکه با تبیین آثار اجتماعی آن در سلامت خانواده و امنیت روانی جامعه امکانپذیر است. رسانهها وظیفه دارند در مقابل عادیسازی هنجارشکنی و تحریف مفاهیم هویتی، هوشمندانه عمل کرده و با تولید محتوای هوشمندانه، چهرهای دقیق از سبک زندگی عفیفانه ترسیم کنند.
نظام آموزشی؛ بستر نهادینهسازی ارزشها
نظام آموزشی کشور از آموزش و پرورش تا دانشگاهها، ستون فقرات تربیت فرهنگی جامعه است. این مفاهیم زمانی در جان نسل جدید مینشیند که از سنین پایین، در محیطی منطقی و محترمانه، پیوند میان «کرامت انسانی»، «حیا» و «عزتنفس» تبیین شود. اگر آموزشها به جای رویکرد دستوری، بر پایه انتخاب آگاهانه استوار باشند، مسئله عفاف و حجاب نیز بهعنوان بخشی از هویت فردی نهادینه خواهد شد.
لزوم نقشه راه ملی و همافزایی دستگاهها
یکی از آسیبهای جدی در سالهای گذشته، فقدان هماهنگی لازم میان دستگاههای مسئول بوده است. به دلیل ماهیت چندبعدی این موضوع، نیازمند یک «نقشه راه ملی» هستیم که سهم هر نهاد از مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی تا شهرداریها و استانداریها در آن مشخص باشد. بدون تقسیم کار روشن و ارزیابی مستمر، نمیتوان به نتیجه مطلوب دست یافت. انتظار میرود دستگاهها بهجای فرافکنی، وظایف ذاتی خود را در قبال فرهنگ عمومی بهدقت انجام دهند.
تأکید بر جنبههای ایجابی و عدالت فرهنگی
جامعه امروز به معرفی الگوهای موفق، محصولات فرهنگی جذاب و حمایت از طراحان لباس ایرانی ـ اسلامی نیاز دارد. تقویت جشنوارههای فرهنگی و بهرهگیری از ظرفیت نخبگان، بخشی از اقداماتی است که میتواند به تقویت این جریان کمک کند. در این میان، مردم حق دارند بپرسند سهم بودجههای فرهنگی در این حوزه چه خروجی ملموسی داشته و چگونه میتوان در کنار آموزش، بسترهای اجتماعیِ یک زندگی عفیفانه را فراهم کرد.
مطالبهگری از جایگاه قدرت
روز عفاف و حجاب، در حقیقت، روز بازخواست محترمانه از مسئولانی است که در قبال فرهنگ عمومی وظیفه دارند. این مناسبت باید فرصتی برای بازنگری در سیاستها و تقویت همافزایی ملی باشد. جامعه بیش از شعار، به «صداقت» و «برنامه» نیاز دارد. ترویج عفاف و حجاب زمانی محقق میشود که مردم آثار آن را در امنیت و سلامت جامعه مشاهده کنند.
این یک مطالبه ملی است؛ مطالبهای که پاسخ به آن در گرو عمل، انسجام و حضور فعال دستگاههای مسئول است. امروز تأکید بر عفاف و حجاب، تأکید بر سلامت اجتماعی و پایداری کانون خانواده است. تمامی نهادهای کشور موظفند با احساس مسئولیت بیشتر، این امر را از اولویتهای اصلیِ ساختار فرهنگی خود قرار دهند.
دیدگاهتان را بنویسید