یادداشت اختصاصی باران شمال/ به قلم زهرا بشیری/ کارشناس رسانه و علوم سیاسی
صبح سهشنبه، شهر زیر باران سنگین بیدار شد؛ با رعد و برقهای سهمگین، باد و طوفان که دیوارهای خانه را میلرزاند، خیابانهای آبگرفته و خانههایی که خیس شدند. صدای رعد، بیواسطه از پشت پنجرهها به گوش میرسید؛ انگار آسمان در میان کوچهها و خیابانهای شهر قدم میزد و صدای خشم آسمان را شنید.
و گاهی صدای شکستن شاخههای درختان بلند و کهنسال، با صدای آسمان درهم میآمیخت.
اما باران که آرام گرفت، شهر چهره دیگری پیدا کرد؛ روشن، آسفالت خیس وهوای شستهشده و نفسکشیده. پس از اعلام تعطیلی ادارات و بانکهاو…خیابانها خلوت، هوای تمیز و درختانی که هنوز ایستاده بودند، یادمان آوردند که بخشی از زیبایی و نفس شهر، همین درختاناند.
اما در این سکوت و صبح زیبا، صدای دیگری به گوش میرسید:
ارهبرقی.
در خیابانهای خلوت، شاخههای شکسته را میدیدی و درختانی را که زیر فشار باد و باران تاب نیاورده بودند و از شهرداری مشغول بریدن شاخهها و جمعکردن درختان آسیبدیده بودند.
رعدوبرق صدای طبیعت بود،
و الان صدای ارهبرقی، صدای مدیریت پس از حادثه.
و این دو صدا، آدم را به فکر فرو میبرد.
و درست همینجا، یک پرسش جدی شکل میگیرد: آیا نباید پیش از طوفان، به فکر درختان شهر باشیم؟
درخت کهنسالی که سالها کنار خیابان ایستاده، فقط یک درخت نیست؛ بخشی از حافظه شهر است. سایهاش، سبزیاش و حضوری که سالها در زندگی مردم داشته، سرمایه و بخشی از حافظه بصری شهری است. اما اگر درختی بیمار، پوسیده، بهشدت خمیده یا دارای شاخههای فرسوده و ناپایدار باشد و درست در مسیر تردد مردم و خودروها قرار گرفته باشد، بیتوجهی به وضعیت آن، دیگر فقط یک مسئله زیستمحیطی نیست؛ مسئله ایمنی شهروندان هم هست.
مدیریت درختان شهری نباید از لحظه شکستن یک شاخه یا سقوط یک درخت آغاز شود. مدیریت درست یعنی پیشگیری؛ با یک پایش ساده، در روزهای آرام، میتوان برای درختان بزرگ و کهنسال شهر، بهویژه در خیابانهای پرتردد، یک شناسنامه سلامت و ایمنی تهیه کرد؛ درختان پرخطر شناسایی شوند، وضعیت تنه، ریشه، شاخههای خشک یا ترکخورده دارند و درختانی که ریشههایشان ممکن است در اثر ساختوساز، حفاری یا تغییرات زمین آسیب دیده باشد، شناسایی و ارزیابی شوند و درختانی که نیازمند مراقبتاند، پیش از رسیدن فصل بارندگی و طوفان، به صورت تخصصی هرس، تقویت یا مهار شوند. ارزیابی تخصصی حتی میتواند درختانی را که ظاهراً سالماند اما در اثر طوفان در معرض خطر قرار گرفتهاند، شناسایی کند.
این یعنی به جای آنکه پس از طوفان، خیابان را با صدای ارهبرقی بیدار کنیم، پیش از طوفان، درخت را بیدارانه مدیریت کنیم. و اما در کنار مدیریت شهری، شهروند هم سهمی از این مسئولیت دارد. وقتی هشدار بارندگی شدید و وزش باد صادر میشود، پارک کردن خودرو زیر درختان بسیار بزرگ و مشکوک به ناپایداری، انتخاب امنی نیست. همانطور که در شرایط هشدار، پنجرهها و وسایل بیرونی خانه را ایمن میکنیم، باید جای پارک خودرو را هم با دقت انتخاب کنیم. جابهجا کردن «هدف» یکی از سادهترین راههای کاهش خسارت احتمالی است؛ یعنی اگر احتمال سقوط شاخه یا درخت وجود دارد، خودرو و افراد را از محدوده خطر دور کنیم.
اما یک نکته مهمتر هم وجود دارد:
قرار نیست برای حفظ امنیت، شهر را از درخت خالی کنیم. این کار به معنای دشمنی با درخت نیست؛ درست برعکس. هدف، حفظ درخت است؛ اما حفظ درخت به شیوهای که هم خودش بماند، هم شهروند. راهحل، قطع بیحساب درختان نیست؛ راهحل، شناخت، مراقبت و مدیریت علمی آنهاست. هرس درست میتواند شاخههای آسیبدیده و خطرناک را حذف کند، برخی درختان نیازمند حمایت و مهاربندیاند و بعضی دیگر با مراقبت منظم میتوانند سالهای بیشتری به شهر خدمت کنند. البته درختی که خطر آن غیرقابلقبول باشد، ممکن است ناچار به حذف شود؛ اما این باید تصمیمی کارشناسی باشد، نه واکنشی و پس از حادثه.
درخت باید بماند؛ اما درخت خطرناک نباید بیپناه رها شود. و شاید همین، تلنگری باشد برای روزهای بعد. چرا شهری که بعد از باران باید تمیز، روشن و آرام شود، باید با صدای ارهبرقی بیدار شود.
شاید باران امروز یک یادآوری ساده برای ما داشته باشد:
شهر فقط ساختمان و خیابان و آسفالت نیست. درختان هم بخشی از شهرند؛ بخشی از هوای شهر، زیبایی شهر و حافظه شهر.
پس از باران، وقتی هوا پاک میشود و شهر دوباره نفس میکشد، شاید بهترین زمان برای یک تصمیم تازه باشد؛ اینکه درختان کهنسال را پیش از آنکه طوفان به سراغشان بیاید، ببینیم، بشناسیم و برای ماندنشان برنامه داشته باشیم.
تا هم درخت بماند،
هم سایه بماند،
هم زیبایی شهر بماند،
و هم روزی نرسد که صدای شکستن یک درخت، صدای یک حادثه و یک پشیمانی باشد.
شهرِ سبز، شهرِ ایمن است؛ به شرط آنکه سبزی را هم مثل هر سرمایه دیگری، مدیریت کنیم. شاید بهترین زمان برای مدیریت یک حادثه، درست همان روزی باشد که هنوز هیچ حادثهای رخ نداده است. پس از باران، شهر زیباتر میشود؛ اگر یاد بگیریم پیش از طوفان، از نفس شهر مراقبت کنیم.
دیدگاهتان را بنویسید