اختصاصی باران شمال/ به قلم رقیه عالی مدیرمسئول
استیضاح اخیر، بیش از آنکه نقدی بر عملکردِ فنی و اجراییِ جناب آقای احمدی باشد، ویترینِ تمامنمایِ «بیثباتیِ ساختاری» در شورای ششم است. کسی که خود روزی عضوی از همین شورا بود و با اشرافِ کامل به دغدغههای شهری، حدود دو سال سکانِ شهرداری را در دست گرفت، امروز در حالی از گردونه خارج شد که کارنامهیِ او، نه نشانگرِ یک مدیرِ ناکارآمد، بلکه نشانگرِ یک «مدیرِ در بندِ حاشیه» بود.
شورا؛ عاملِ اصلیِ بحرانِ خودساخته
پرسش اصلی از اعضای محترم شورای ششم این است: اگر شهردار انتخابی شما – که از دلِ همین شورا برآمده بود – در مسیرِ توسعه گام برنمیداشت، ایراد از «شهردار» بود یا از «سازوکارِ انتخابِ» شما؟ وقتی شورایی، همکارِ سابقِ خود را با حداکثرِ آرا به جایگاهِ شهرداری میگمارد و پس از دو سال، او را به تیغِ استیضاح میسپارد، در واقع دارد علیه قضاوتِ خودش شهادت میدهد.
این وضعیت نشان میدهد که مشکلِ ساری، «شهردار» نیست؛ مشکل، «منطقِ مدیریتیِ» حاکم بر شوراست. در شورایی که اولویتش به جایِ «تعامل برای پیشرفت»، «تلاش برای تسلط» باشد، هیچ شهرداری – هرچقدر هم که توانمند باشد – نمیتواند با خیالی آسوده، پروژههای بلندمدتِ زیرساختی یا برنامههایِ جامعِ گردشگری را پیش ببرد. وقتی شهردار میداند که هر لحظه ممکن است به واسطهیِ اختلافاتِ سلیقهای یا فشارهای غیرشفاف، استیضاح شود، انرژیِ خود را به جایِ «مدیریتِ شهری»، صرفِ «بقا در صندلیِ شهرداری» میکند.
هزینهیِ سنگینِ بیثباتی
ساری در این سالها، بیش از هر چیز به «ثبات» نیاز داشت. پروژههایِ عمرانیِ شهر، نبضِ حرکتِ آن هستند و تغییرِ پیدرپیِ مدیریت، این نبض را کند و گاهی متوقف میکند. استیضاحهای مکرر، پیامی ناامیدکننده به سرمایهگذارانِ حوزهی گردشگری و زیرساخت مخابره میکند؛ پیامی با این مضمون که: «در ساری، هیچ مدیریتِ واحدی، ضامنِ بقا نیست.»
چرا شورای ششم نتوانست به یک آرامشِ نسبی دست یابد؟ آیا اعضای شورا به دنبالِ پیادهسازیِ برنامههایِ شهر هستند یا گرفتارِ بازیهایِ فرسایشیِ سیاسی شدهاند؟ آنچه ما از بیرون مشاهده میکنیم، حکایت از یک «خودشیفتگیِ تشکیلاتی» دارد؛ شورایی که تصور میکند قدرتِ مطلق در عزل و نصب است، در حالی که هنرِ اصلیِ یک شورا، «نظارتِ همراه با حمایت» است، نه «مچگیریِ سیاسی».
چه باید کرد؟
شورا باید از این چرخهیِ باطلِ استیضاحِ شهرداران بیرون بیاید. این مسیر، ساری را به توسعه نمیرساند.
اول: تغییرِ رویکرد از «مچگیری» به «رشدِ مشترک»: شورا باید بپذیرد که ضعفِ شهردار، ضعفِ کلیتِ مدیریتِ شهری است. اگر در این دو سال، مسیری طی شد، باید با همفکری اصلاح میشد، نه با حذفِ صورتِ مسئله.
دوم : شفافیت در استیضاح: اگر واقعاً دلیلی جز اختلافِ سلیقه برای استیضاح وجود دارد، باید برای مردم روشن شود. مردمِ ساری، فهیمتر از آن هستند که استیضاحهایِ پشتِ درهایِ بسته را بپذیرند.
سوم:پایان دادن به دورانِِ «شهردارسوزی»: ساری نیازمندِ مدیرانی است که حداقلِ زمانِ لازم (چهار سال) را برای اجرایِ ایدههای خود داشته باشند. این رویه که هر دو سال یکبار شهردار تغییر کند، ساری را به «کارآموزشگاهِ مدیریتی» تبدیل کرده است، نه یک «کلانشهرِ توسعهیافته».
ما در «باران شمال» معتقدیم که جناب آقای احمدی با تلاشِ خود، سعی بر حفظِ موازنهیِ مدیریت در شرایطِ دشوارِ فعلی داشت و قربانیِ ساختاری شد که خودش روزی بخشی از آن بود. امیدواریم شورا در انتخابِ بعدی، به جایِ نگاه به بازیهایِ سیاسی، به ثباتِ شهر بیاندیشد. ساری، سکویِ پرتابِ هیچ گروهِ سیاسی نیست؛ ساری، خانهیِ مردم است که زیرِ بارِ تصمیماتِ ناپختهیِ اعضایِ شورایش، خسته شده است. وقت آن رسیده که شورا، به جایِ استیضاحِ دیگران، عملکردِ خود را در پیشگاهِ مردم «استیضاح» کند. آیا واقعاً شورایی که بر ساری حاکم است ، توانسته ساری را به جایگاهی بالاتر ببرد، یا تنها «صندلیها» را جابهجا کرده است؟ پاسخ را مردم بهتر از هر کسی میدانند.
دیدگاهتان را بنویسید