چهارشنبه / ۱۳ آبان / ۱۴۰۵ Wednesday / 4 November / 2026
×
باران شمال به بهانه احتمال افزایش جنگ بین ایران و آمریکا در روزهای آینده را گزارش می‌دهد؛

آمریکا؛ در مسیر جنگ دوباره با ایران

نقض تفاهم اسلام‌آباد، خاورمیانه را وارد بحرانی بزرگ‌تر از جنگ چهل‌روزه کرد.
آمریکا؛ در مسیر جنگ دوباره با ایران

گروه سیاسی/ امیرحسین دودی

سطح تنش‌ها فراتر رفته و تنگه باب‌المندب نیز وارد تنش نظامی شده است. به همین دلیل، آمریکا از مذاکرات ناامید شده است؛ زیرا نمی‌تواند امتیازات بیشتری از تفاهم اسلام‌آباد بگیرد. در واقع، انتظارات فزاینده و غیرواقعی و بدون نگاه واقع‌گرایانه باعث شد آمریکا وارد بحرانی بزرگ‌تر نسبت به جنگ چهل‌روزه شود. این بحران، تعیین تکلیف موضوع تنگه باب‌المندب، هسته‌ای و تنگه هرمز است که بازی جنگ و دیپلماسی را پیچیده‌تر کرده است. نوع بازی و رفتار بازیگران درگیر در جنگ ایران و آمریکا نشان می‌دهد که جنگ بزرگی میان ایران و آمریکا در روزهای آینده شکل می‌گیرد و به‌زودی آمریکا با زدن «کوه کلنگ»، با برد رسانه‌ای از منطقه خارج می‌شود.

اما مسئله مهم دیگری نیز وجود دارد: نقض تفاهم اسلام‌آباد، زمینه را برای لابی اسرائیل و یهود و آماده‌سازی ریاست‌جمهوری روبیو در سال‌های آینده فراهم می‌کند تا طرح توسعه اسرائیل و گسترش آن در منطقه را به‌راحتی پیش ببرد. از طرف دیگر، شکست ونس با طرح اسلام‌آباد، جنبش ماگا را در مسیر تضعیف قرار داده است. تنش و جنگ احتمالی به نفع کشورهای مسلمان منطقه نیست؛ به‌خصوص اینکه تضعیف هرچه بیشتر پدافند هوایی کشورهای مسلمان منطقه به نفع اسرائیل است.

در واقع، جنگ بین ایران و آمریکا یک برند دارد و آن هم اسرائیل است؛ زیرا تضعیف کشورهای منطقه و همسایه ایران، دست اسرائیل را برای سلطه هوایی در منطقه باز می‌کند. انتظارات اسرائیل از جنگ عربستان و یمن، پیروزی دو طرف نیست، بلکه تضعیف هر دو کشور است. همین‌طور، یکی از اعضای کلیدی پیمان مکه، یعنی عربستان، در جنگ قرار دارد که نشان می‌دهد توانایی ایجاد بازدارندگی ندارد.

از طرف دیگر، اسرائیل بعد از جنگ احتمالی بین ایران و آمریکا، به دنبال اجرای طرح‌هایی برای ایجاد تضعیف و شکاف‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، قومیتی و اقتصادی علیه ترکیه است تا بتواند نظم معرفتی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی را در منطقه خاورمیانه تثبیت کند.

جنگ ایران و آمریکا، در واقع، اگر به صلح نرسد و ابزار نظامی و جنگ به دیپلماسی پویا و توافق جامع منتهی نشود، باعث تضعیف هرچه بیشتر دو کشور می‌شود. همان‌طور که بحران تنگه هرمز و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و منابع حامل انرژی، اروپا را وارد بحران و اعتراضات کرد و خیابان‌های فرانسه به میدان درگیری تبدیل شده‌اند، این وضعیت می‌تواند بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در آمریکا به وجود آورد.

به همین دلیل، در آینده نزدیک، جنگ سوم پایان جنگ ایران و آمریکا خواهد بود، یا علایق اسرائیل به سیاست خارجی آمریکا تحمیل می‌شود و منافع ملی آمریکا از میان می‌رود. این امر در ماه‌های آینده قابل مشاهده خواهد بود. اما چیزی که قابل پیش‌بینی است، این است که آمریکا، احتمالاً با توجه به تعریف‌هایی که ترامپ از نتانیاهو می‌کند، در مسیر استراتژی اسرائیل قرار دارد.

به همین دلیل، سؤال مهمی در ذهن جمعی از مردم آمریکا و تحلیلگران آن شکل می‌گیرد: آمریکا به‌عنوان کشوری که مدت‌ها دنیا را کنترل می‌کرد و هژمونی آن بر کل دنیا قابل مشاهده بود و در سیاست، دشمن و دوست مطلق نداشت، چرا اکنون دوست مطلقی مثل اسرائیل دارد؟

زمانی که آمریکا جزو اولین کشورهایی نبود که اسرائیل را به رسمیت شناخت و شوروی اولین کشور بود، خبر فاصله گرفتن پوتین و روسیه از ایران چه نقشی دارد؟ لابی یهود در این فاصله چه نقشی ایفا می‌کند؟ چه لابی‌ای باعث توافق انرژی بین روسیه و آمریکا شده است، با توجه به جنگ اوکراین و تهدید زلنسکی توسط آمریکا؟

انگار بازی‌ای در عرصه سیاست شکل گرفته است که در آن، دو ضلع اسرائیل و روسیه به دنبال تضعیف کشورهای خاورمیانه و اروپا هستند. آمریکا از تضعیف چه چیزی به دست می‌آورد؟ فروش نفت با قیمت بالا در جهت جبران بدهی‌های چندصد تریلیون دلاری به‌خاطر جنگ خاورمیانه، فروش تسلیحات نظامی، یا تسلط بر گرینلند و تحت کنترل گرفتن اروپا بعد از جنگ سرد؟

هدف روسیه از جنگ با اروپا و اوکراین، پایان اتحادیه اروپا و ناتو است و جهان از چندقطبی بودن و قدرت‌های نوظهور به سمت دوقطبی بودن جنگ سرد، یعنی بلوک شرق و غرب، پیش می‌رود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *